علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٢٤٤ - نشاط و بهجت در نماز
بهجت و تازگى بهپا دارد؛ نه با كسالت، خستگى، سستى و ملال تا اولًا، آثار بدى، مانند انزجار تنفرآميز و انصراف تأسفآور از عبادت بر آنان مترتب نشود و ثانياً، آثار خوبى چون انس با خدا و لذت عبادت به ايشان روى آورد.
وَلَا يَأْتُونَ الصَّلَاةَ إِلَّا وَهُمْ كُسَالَى؛[١] و جز با [حال] كسالت نماز به جا نمىآورند و جز با كراهت انفاق نمىكنند.
امام حسن عسگرى (ع) دراينباره فرمودهاند:
هنگامى كه دلها نشاط و بهجت دارند، وديعه (عبادت) را به آنها بسپاريد و وقتى نفرت دارند و گريزانند، آنها را واگذاريد.[٢]
اين سخن در تمامى عبادات مستحبى، مانند نمازهاى نافله و تا حد امكان در عبادات وجوبى، مانند نمازهاى روزانه نيز جارى است؛ هرچند در عبادات واجب، علىرغم خستگى، بايد تكليف را ادا كرد و هيچ سهلانگارى در آن راه نداد. البته اين اداى تكليف مىتواند تا محدوده وقت وجوبى براى آن مؤمنانى كه هماره پس از كسالت موقت به شادمانى دل مىرسند، به تأخير بيفتد؛ يعنى در اين مدت محدود در انتظار نزول نشاط آسمانى بنشينند تا گره دل وا شود. از اينرو نبايد عبادات را علىرغم بىميلى، به خود تحميل كند. امامصادق (ع) فرمودند: «خود را به اكراه به عبادت وادار مسازيد»[٣] تا آن آثار زيانبار به بار نيايد.
راز اين ميل بانشاط و بىميلى كسالتآور به احوال قلب نمازگزار باز مىگردد. بنابراين نمازگزار بايد به احوال قلب خود نيك آگاه باشد و ببيند در حال اقبال (روىآورى دل) است تا با نشاط خود، عبادت را تا اندازهاى طولانى كند و گستره
[١] - توبه( ٩): ٥٤.
[٢] -« اذا نشطت القلوب فأودعوها و اذا نفرت فودّعوها.»( محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج ٧٥، ص ٣٧٧.)
[٣] -« لاتكرهوا الى انفسكم العبادة.»( محمد بن يعقوب كلينى، الأصول من الكافى، ج ٢، ص ١١٤.)