علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٢١٢ - ٢ سكوت قلبى
الاهى و ربانى هستند يا ملكى و روحانى و خواطر فاسد نيز يا نفسانى هستند يا شيطانى. البته خواطر صحيح آسمانى، پذيرفتنى و بهجتآور و خواطر فاسد زمينى، نپذيرفتنى و نفرتانگيز هستند.
هر ندايى كان تو را بالا كشد
آن ندايى دان كه از بالا رسد هر ندايى كه تو را حرص آورد بانگ گرگى دان كه او مردم دَرَد ترس و نااميدى تو دان آواز غول مىكشد گوش تو تا قعر سفور[١] خواطر الاهى كه القائات بسيار لذيذى هستند، خواطرى معرفتزا مىباشند كه به علوم و معارف تعلق دارند و خواطر ملكى كه از سوى فرشتگان القا مىشوند، خواطرى هستند كه انسان را به خير و صلاح و طاعت فرا مىخوانند تا توجه قلبى به خداى سبحان و ترغيب لذتانگيز نسبت به عبادات را در دل ايجاد كنند. خواطر نفسانى كه القاى نفس آلوده مىباشند، خواطرى هستند كه حظوظ و لذايذ نفسانى در آنها نهفته است و بر انجام رذايل كثيفى چون حسادت، شهوت، عداوت و عصبانيت پاى مىفشارند، حتى با عصيانگرى موجب رهزنى از ادامه سير و سلوك و موجب فرار از طاعات و تنبلى در عبادات مىگردند.
خواطر شيطانى كه با القاى شيطان بر دل هجوم مىبرند، به عصيان الاهى فرا مىخوانند و غلام حلقه به گوش خويش (نفس) را به بروز رذايل نفسانى، مانند خشم و حرص و به زشتى و فجور به ويژه شهوت جنسى تحريك مىكنند؛ حتى كفر، ضلالت و بدعت را در پى دارند و در صورت نااميدى، آدمى را با مكر و تلبيس به رياضات شاق و عبادات صعب دعوت مىكنند تا او را اندكاندك به سستى و فترت و ملولى و نفرت از طاعات بكشانند.[٢] در فرهنگ عرفانى به خاطر الاهى «سبب اول»، به خاطر ملكى «الهام»، به خاطر نفسانى «هاجس» و
[١] - جلالالدين محمد مولوى بلخى، مثنوى معنوى، دفتر دوم، ابيات ١٩٦٠- ١٩٥٨.
[٢] - بنگريد به: روزبهان بقلى، تقسيم الخواطر، ص ٥٦ به بعد.