علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٤٢ - د) سلوك عارفانه
حضور يعنى بريدگى و تهىسازى دل از حجابهاى غفلتزا و يافت وجدانى، بلكه ذوق شهودى خداى سبحان در فراخناى دل[١] كه اين حضور با سير انفسى به دست مىآيد. سير انفسى، حركت در جهت يافت خداى سبحان در ژرفاى دل و مطالعه و مشاهده اوست كه مراتب آن با درونكاوى نفس خود، بهعنوان عالم صغير و شهود، صورت مىپذيرد. در مقابل آن سير آفاقى است كه يافت خداى سبحان در عالم كبير يا جهان بيرون از انسان، از راه تفكر در آفرينش آسمانها و زمين و مطالعه آثار آفرينش و مشاهده مراتب هستى است:[٢]
سَنُرِيهمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُ؛[٣] ما آيات خود را در آفاق جهان و نفوس بندگان كاملا هويدا و روشن گردانيديم تا ظاهر و آشكار شود كه خدا بر حق است.
رهبران مسلك معرفت، بر پايه حديث «من عرف نفسه فقد عرف ربه» سير انفسى را- كه خود پل فهم شهودى و يافت ذوقى خدا در آفاق و بهترين راه تحصيل حضور است- برگزيدند و درصدد تبيين اصول معرفتى و سلوكى اين سير برآمدند و بر پايه همين حديث، راه وصول معرفت توحيدى را معرفت نفس دانستهاند؛[٤] از اينرو در مسلك خويش، شناخت نفس و شناخت توحيد را بهعنوان اصل معرفتى برگزيدند.
آنان راه تحصيل اين دو معرفت را دوگونه برشمردند: يكى، معرفت علمى و شناخت فكرى و حصولى و ديگرى معرفت قلبى و شناخت شهودى و حضورى.
[١] - بنگريد به: عبدالرحمن جامى، نفحات الأنس، ص ٤١٠.
[٢] - بنگريد به: محمد لاهيجى، شرح گلشن راز، ص ١٨٢ به بعد و ص ٢٠٨ به بعد.
[٣] - فصلت( ٤١): ٥٣.
[٤] - بنگريد به: محيىالدين ابنعربى، فصوص الحكم، ص ٢١٥؛ مؤيدالدين جندى، شرح فصوص الحكم، ص ١٩٣؛ سيدحيدر آملى، نص النصوص، ص ٦١؛ حسن حسنزاده آملى، عيون مسائل النفس، ص ٣٣٥.