علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١١٨ - معرفت نفس و معرفت توحيدى
اين عارفان گاه براى درهم شكستن عجب و شدتبخشى به پنهانكارى، چه بسا آشكارا در ميان مردم بهگونهاى رفتار مىكنند كه در عرف اجتماع، تنفرآميز و گاهى منشأ بروز سوءظن مىشود؛ از اينرو آنان را خوار شمرده، مورد ملامت و شماتت قرار مىدهند تا با اين تحقير و تذليل، نفسِ گستاخ و پرعجب خود را درهم شكنند و او را از هر گونه ادعايى تهى سازند؛. مانند پشتكزدن ميان انبوه مردمى كه وى را عارف بزرگ مىدانند يا وضوى نادرست در وضوخانه مسجد، حال آنكه در منزل وضوى درست گرفته بود. البته نبايد غافل شد كه رفتار اين بزرگان خلاف شرع نيست و تنها خروج از آداب و رسوم اجتماعى است و اگر كسى به بهانه هوسبازى خود، از اين روش سوء استفاده كند و رفتار غير شرعى خود را توجيه كند، به حتم گمراه است؛ نه سالك و عارف.[١]
معرفت نفس و معرفت توحيدى
اصل ملامتى در حوزه انديشه معرفت است؛ معرفت نيز دوگونه است: معرفت نفس و معرفت توحيدى.
معرفت نفس
بزرگان ملامتيان در معرفت نفس و خودشناسى، بر اين باورند كه اگر سالك بخواهد از عجب باطنى و افتخارسازى ظاهرى نفس برهد و اين خصيصهها را كهاز كمخردى و رعونت طبع آدمى برمىخيزد، از بين ببرد، بايد بداند از كجا آمده، در كجاست، چگونه هست، براى چه كسى است، از چه كسى است و به سوى چه كسى خواهد رفت. بايد بداند جسم دنيوى او از نطفهاى بدبو خلق شده و ستمپيشه ناسپاس و آزمند بخيل و نادانى است كه همواره به زشتى و بدى امر
[١] - بنگريد به: على هجويرى، كشف المحجوب، ص ٨٧ و ٨٩؛ نجمالدين رازى، مرصاد العباد، ص ٢٦١.