علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١١٩ - معرفت نفس و معرفت توحيدى
مىكند[١] و از جهت ملكوتى از نفخ خداوندى به وجود آمده، تمام وجودش مال خداست. حتى همه اعمال خيرش به حول و قوه خداست و اگر به دنياى گذرا گام نهاده، براى يافتن معرفت توحيدى و انجام عبادتهاى الاهى است و روزى از اين دنيا خواهد رفت و ابد در پيش خواهد داشت كه تمام آن را رهتوشههاى عمر وى رنگ خواهد زد.
اگر در پرسشهاى يادشده به پاسخهاى درست برسد و به دانستههاى فوق اطمينان ورزد و با آنها زندگى كند، از جهت بار دنيوى نفس به او نگاه سرزنشآميز و ملامتگرانهاى خواهد داشت و از جهت بار ملكوتى به اين منطق مىرسد كه بايد لحظهلحظه عمر وى خدايى باشد و هيچ شائبه خلقى نداشته باشد؛ از اينرو به خويشتن خويش نمىانديشد و براى خود شأنيتى قايل نمىشود و به كمالات و اعمال نيكش نمىنگرد، كه اين مغزاى عبوديت و بندگى است. وى در اين مقام، نه تنها به هيچيك از عبادتهاى خود افتخار نمىكند و عجب نمىورزد و آنها را به ريا آلوده نمىسازد، كه اصلًا آنها را شايسته ارائه در برابر مولا و معبود خويش نمىبيند؛ بلكه تنها آنها را گونهاى از اظهار خدمت و عبوديت تلقى مىكند؛ زيرا به حقيقت مىداند عبادتى مقبول درگاه خداى سبحان است كه وى براى آن سهم و ارزشى قايل نشود.[٢] امامسجاد (ع) مىفرمايد:
هر كارى كه به چشم تو آيد، نشانه آن است كه خدا از تو نپذيرفته است؛ زيرا پذيرش بلندپايه از ديدگان تو پوشيده و پنهان است و هر كارى كه به چشم تو نايد و آن را نبيند، اين نشانه پذيرش و قبولى است.[٣]
[١] - بنگريد به: سورههاى ابراهيم( ١٤): ٣٤؛ حجر( ١٥): ٢٦؛ اسراء( ١٧): ١١ و ١٠٠؛ انبياء( ٢١): ٢٧؛ حج( ٢٢): ٦٦؛ احزاب( ٣٣): ٧٢؛ الرحمن( ٥٥): ١٤؛ انسان( ٧٦): ٢؛ معارج( ٧٠): ١٩؛ عاديات( ١٠٠): ٦.
[٢] - بنگريد به: ابوعبدالرحمن سلمى، مجموعه آثار، ج ٢، ص ٤٠٧، ٤١١، ٤٢٤ و ٤٢٧.
[٣] - بنگريد به: همان، ص ٤٢٢، ٤٢٣ و ٤٢٦.