علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٠٧ - ٤ دسته تنظيم و انسجامبخشى
معرفت در سه چيز است: ترك اراده، امحاى همت و قهر مشيت.[١]
ميرزاهاشم اشكورى در رساله ارزنده خويش،[٢] پس از پذيرش ساختار منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى، آن را با رويكرد انسانشناختى تنظيم و تشريح كرده است. به ديده وى، انسان داراى هفت مرتبه است كه به ترتيب عبارتند از: «نفس، قلب، عقل، روح، سرّ، خفى و اخفى». اين انسان به حكم خواص، اطوار وجودى و قيود مادى و غلبه احكام طبيعت و حيوانيت از اصل فطرت خود غافل گشته، به لذايذ حسى و زودگذر توجه كرده و در شهوت فاسد فرو رفته است و هماره به بدى و زشتى امر مىكند. اين غفلت همه اين مراتب هفتگانه انسانى را دربرگرفته است و احكام كثرت بر آنها غلبه يافته و اخلاق آدمى را به افراط و تفريط منحرف كرده است. از اينرو سالك كه سلوك را از انسان در انسان مىداند تا در فراخناى خويش به مرتبه وصال برسد، مىكوشد گام به گام و وادى به وادى، مرتبهاى از مراتب هفتگانه را از كمند حجابها برهاند و منازل مناسب با آن مرتبه را به فعليت برساند و وادى مناسب با آن مرتبه را طى كند.
ميرازى اشكورى، تحصيل اين هدف را- چنانكه خواجه عبدالله انصارى در طرح خود بيان كرده است- به گذر از سه مرتبه «اسلام» بهعنوان مرتبه سلوك، «ايمان» بهعنوان مرتبه وصول و «احسان» بهعنوان مرتبه كمال مشروط دانسته است و البته اندكى پا را فراتر نهاده، گامى بديع برداشته و بر پايه انديشه صدرالدين قونوى[٣] و تفسير محقق فنارى،[٤] هر يك از امور سهگانه ياد شده را داراى سه درجه اول، وسط و آخر دانسته است و پس از تعريف هر يك از اين
[١] - ابوسعيد خرّاز، رسائل الخرّاز، ص ٣٦ و ٣٧.
[٢] - در بخش چهارم كتاب هستىشناسى عرفانى، اين رساله را به تفصيل بررسى كردهايم.
[٣] - صدرالدين قونوى، مفتاح الغيب، ص ١١٤.
[٤] - محمد بن حمزه فنارى، مصباح الأنس، ص ٦٤٢.