علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٦٢ - فصل اول توجه قلبى
رسولاكرم ٦ مىفرمايد: «
لولا تمزّع قلوبكم و تزيدكم في الحديث لسمعتم ما أسمع
؛[١] اگر دلهاى صدپاره و پراكنده و دروغگويى شما نبود، آنچه من مىشنيدم، شما هم مىشنيديد.» پس «
يا داود فرّغ لي بيتاً اسكن انت فيه، فقال و كيف يا رب؟ قال فرّغ لي قلبك
؛[٢] اى داود! خانهاى را برايم خلوت گردان تا در آن سكنا گزينى (و تنها به من توجهكنى).» داوود گفت: «پروردگارا! چگونه؟ فرمود: دلت را براى من خلوت گردان.»
آنان در گام دوم كوشيدند تا تمامى قواى قلبى را به خداى سبحان دعوت كنند و به يك جمعيت خدانگر و انجمن وحدتگرا فراخوانند، بر پيشانى هر يك، فرمان «
لا حكم الالله
» بنگارند، توجهشان را به خداى سبحان معطوف دارند و در او متمركز سازند تا سراسر وجود انسان به خداى سبحان اقبال كند: «وَأَنِيبُوا إِلَى رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ؛[٣] و پيش از آنكه شما را عذاب در رسد و ديگر يارى نشويد، به سوى پروردگارتان بازگرديد و تسليم او شويد.»[٤] يعنى نه تنها در ذكر زبانى و طاعت عملى، كه در باطن خويش هميشه به جانب خداى تعالى توجه كنيد و همواره در فكر و عزم، طالب قرب او باشيد. بنابراين عارف، به گفته ابنسينا، والاگوهرى است كه با فكر خويش به سوى قدس جبروت رو كند تا نور حق پيوسته بر سرّ و باطنش بتابد.[٥]
در فرهنگ عرفانى، عنصر «
لا اله
» رأس همه تعاليم سلوكى تفرقهزدا از دل و عنصر «
الا الله
» رأس تمامى تعاليم سلوكى جمعيتساز در دل است. تفرقه، نوعى
[١] - محمد محمدى رىشهرى، ميزان الحكمة، ج ٨، ص ٣٤٥١.
[٢] - محمد صدرالدين شيرازى، شرح الأصول من الكافى، ج ١، ص ٥٠٠.
[٣] - زمر( ٣٩): ٥٤.
[٤] - بنگريد به: نصيرالدين محمد طوسى، اوصاف الأشراف، فصل پنجم.
[٥] - همو، شرح الاشارات و التنبيهات، ج ٣، ص ٣٦٩.