علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣٠٦ - ١ توبه
إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ فَأُوْلَئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا؛[١] توبه نزد خداوند، تنها براى كسانى است كه از روى نادانى مرتكب گناه مىشوند، سپس به زودى باز مىگردند و توبه مىكنند؛ اينان كه خدا توبهشان را مىپذيرد و خداوند داناى حكيم است.
آنگاه كه بنده سالك در موقعيت آمرزشخواهى قرار گرفت، بايد بكوشد تا دل را در مقرّ وجهالخاصى قرار دهد و به وجه الاهى معطوف بدارد و در اسم مناسب با فضيلت توبه، يعنى غفور متمركز سازد و همواره خدا را به همراه اسم غفور بخواند: «فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا؛[٢] آنان كه توبه كردند و رو به سوى تو آورند، ببخش.» اين سالك صادق در مقام توبه، آنقدر از كرده زشت خود دلگير مىشود كه احساس تاريكى و مرگ دلى مىكند و دچار قبض و انقباض دل مىشود؛ از اينرو حقيقتاً از آن كرده به شدت پشيمان مىشود. امام باقر (ع) مىفرمايد: «با شدت پشيمانى و بسيارى استغفار، گناهان گذشته خويش را ياد كنيد.»[٣] بهگونهاى كه شوق گناه از دل برمىخيزد و احساس نفرت از آن، دل را دربر مىگيرد. اين درد هنگامى شعله مىكشد كه سالك هوشيارانه دريابد اين رفتار زشت را در برابر نگاه خداى بزرگ انجام داده و به آن وجود سبحان، جسارتى عظيم كرده و سخت بىآبرو گشته است.
پس از اين تاريكى و درهمپيچى و بىآبرويى به تنگ مىآيد؛ آنگونه كه ذوالنون مصرى گويد: «جهان بر وى تنگ شود»[٤] ناگاه دردى سوزان، تمام
[١] - نساء( ٤): ١٧.
[٢] - غافر( ٤٠): ٧.
[٣] -« استرجع سالم الذنوب بشدة الندم و كثرة الإستغفار.»( محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج ٧٨، ص ١٦٤.)
[٤] - ابوالقاسم قشيرى، رسالة قشيريه، ص ١٤٣.