علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣١١ - ٣ محاسبه
اگر اين حضور رقيبانه خداى سبحان براى سالك جدى شد، اين وصيت لقمان حكيم به فرزندش را به خوبى درمىيابد كه «پسركم! چون خواستى معصيت خدا را مرتكب شوى، جايى برو كه او تو را نبيند.»[١] يعنى جايى نمىيابى كه خدا تو را نبيند. «زليخا چون با يوسف پيغمبر خلوت كرد، اول ايستاد و روى بتش را پوشاند. يوسف (ع) به وى گفت: چرا از مراقبت سنگ حيا مىورزى؛ اما از مراقبت مَلَك جبّار (آن خداى هستى) حيا نمىكنى؟»[٢]
أَفَمَنْ هُوَ قَائِمٌ عَلَى كُلِّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ؛[٣] آيا كسى كه بر هر شخصى بدانچه كرده است، مراقب است، [مانند كسى است كه از همهجا بىخبر است].
عبدالرحمن جامى در تعريف مراقبه بيانى زيبا دارد:
مراقبه از جانب عبد، سه نوع است: اول ملاحظه آنكه حق سبحانه و تعالى در همه وقت بر اعمال حاضر و ناظر است و ثمره اين مراقبه، صفت حياست و اين را مراقبهالمراقبه گويند؛ دوم محافظت جميع قواى ظاهرى و باطنى و حسى و عقلى، تا بدانچه از براى وى مخلوق است، مصروف گردد. سيّم نگاه داشتن دل است از غير حق سبحانه، به وجهى كه غير اصلًا در دل نيايد.[٤]
٣. محاسبه
معناى لغوى محاسبه، حسابرسى و سنجش است و در اصطلاح دينى- عرفانى، آن است كه سالك در پيشگاه خداى حاسب و حسيب، اعمالى را كه پيش از اين
[١] - حسن ديلمى، إرشاد القلوب، ج ١، ص ٢٥٣ و ٢٥٤.
[٢] - ورّام بن ابىفراس، مجموعه ورّام، ج ١، ص ٢٣٦.
[٣] - رعد( ١٣): ٣٣.
[٤] - عبدالغفور لارى، تكملة حواشى نفحات الأنس، ص ٣٠ و ٣١.