علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣٠٩ - ٢ مراقبه
خداى تبارك و تعالى به عيسى چنين موعظه كرد: اى عيسى! هر جا كه هستى مراقب من باش.[١]
سالك آنگاه كه اين موقعيت را دريافت، نخست بايد اسم مناسب با فضيلت مراقبه را بشناسد تا دمادم خدا را با آن اسم بخواند و بدان توجه كند و آن اسم رقيب است: «إِنَّ اللهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا؛[٢] خدا همواره بر شما مراقب است.» خداى رقيب، يعنى خدايى كه به دليل بىكرانى بر دلها قرب احاطى دارد؛ قربى كه با نگاه شاهدانه و ناظرانه همراه است و همواره در حال رصد دلهاست و تمامى نيّات، حركات و سكنات را ديدبانى مىكند.[٣] پس خداى رقيب، يعنى خداى قريب حاضر و نزديك ناظر.
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْل الْوَرِيدِ ...* مَا يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ؛[٤] و ما انسان را آفريده ايم و مىدانيم كه نفس او چه وسوسهاى به او مىكند و ما از شاهرگ او به او نزديكتريم .... آدمى هيچ سخنى را به لفظ نمىآورد؛ مگر اينكه رقيبى نزد او آماده است.
سالك پس از شناخت اسم رقيب در هر عملى كه بهعنوان موقعيت و موضع سلوكى مراقبه است، بايد دل را در نقطه وجهالخاصى استقرار دهد و در وجه الاهى تمركز كند و در آن تمركز به خداى رقيب توجه كند و اين توجه را مكرر سازد تا اندكاندك حضور رقيبانه خدا بر دل حاكم شود و فضيلت مراقبه به فعليت برسد. عبدالله بن محمد مرتعش مىگويد:
[١] -« يا عيسى! كن حيثما كنت مراقباً لى.»( محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج ١٤، ص ٢٨٩.)
[٢] - نساء( ٤): ١.
[٣] - بنگريد به: محيىالدين ابنعربى، كشف المعنى، ص ١٠٨؛ سيد محمدحسين طباطبايى، الميزان، ج ٤، ص ١٣٩.
[٤] - ق( ٥٠): ١٦ و ١٨.