علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٢٢ - تعامل فطرت و دين
آيينى نياز دارد كه بر پايه اصول صحيح عقلانى و چارچوب سازوار كامل، همه آن كمالات را عادلانه به فعليت برساند؛ يعنى «كمالات را به توازن متناسب با ساير كمالات»[١] بارور سازد تا در سير عملى به اعتدال رسيده، در بارورى آنها دچار افراط و تفريط نگردد؛ از اينرو اگر آيينى بر چنين اصول و چارچوبى تكيه نداشته باشد، توان برقرارى عدالت ميان آن كمالات را ندارد و آدمى را به انحراف و انحطاط مىكشاند.
چهارم آنكه كتاب فطرت، گستره جامعى دارد كه در دو حوزه معرفت و فضيلت نگاشته شده است. استخراج كامل معارف علمى و فضايل اخلاقى از اين كتاب و تفسير جامع آنها به وجود آيينى وابسته است كه توان توّرق كامل اين كتاب را داشته باشد تا در پرتو آن، طرح و برنامهاى جامع و نظام قانونى كاملى ازچگونگى شكوفاسازى فطرت ارائه دهد. عقل و دانش بشرى توان تورّق واقعى، منطقى و اعتدالى فطرت را ندارد و از ارائه نظامى حكيمانه و فراگير عاجزاست؛ تغيير، تناقض و تخالف قوانين بشرى در طى تاريخ، گواه بر نبود جامعيت حكيمانه تفكر صرف بشرى است؛ از اينرو نمىتوان به آيين تدوينى بشرى كه گاهى بهعنوان اديان بشرى انعكاس مىيابد، مراجعه كرد و راهكارى جامع بهدست آورد.
عارفان با توجه به اين اصل كه بايد «از دين بهدرآييم و به دين شويم»[٢] نه از سر تعصب، كه با تفكّر عقلانى، تمامى اين ويژگىهاى چهارگانه را در آيين ترسيمى دين الاهى گنجاندهاند؛ زيرا كتاب فطرت، اثر تكوينى خداى سبحان است و تنها آفريدگار محتوا، به ژرفاى آن احاطه كامل دارد و مىتواند تصويرى كامل از آن بيافريند؛ از اينرو خداى سبحان، دين را بهعنوان كتاب تدوينى
[١] - ويليام چيتيك، عوالم خيال، ص ٢٣٤.
[٢] - يعنى« از دين تقليدى بهدرآييم و به دين تحقيقى شويم.»