علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣٣٦ - ٨ شكر
لباس حيا را بدرند و گستاختر شوند، خداى سبحان نعمتهاى رنگارنگ بيشترى نصيب آنان مىكند تا گمان كنند در صراط مستقيم هستند؛ ولى در نهان در صراط جحيم گام مىزنند. امام صادق (ع) در پاسخ كسى كه از حقيقت استدارج پرسيد، فرمودند: «بنده گناهى را مرتكب مىشود؛ اما برايش دمبهدم نعمتهاى زيادى گسترانده شده و وى را چنان مشغول ساخته كه از استغفار از گناهان باز مىدارند. پس اين استدارجى است كه بنده از آن آگاهى ندارد.»[١] امير مؤمنان (ع) نيز مىفرمايد:
اى فرزند آدم! آن زمان كه ديدى پروردگارت پىدرپى بر تو نعمش را فرو مىريزد، اما تو در حال گناه و عصيانى، از خدا بهراس.[٢]
ابنعطاى ادَمى مىگويد:
استدراج آن است كه هرگاه خطايى از شما سر زد، خدا نعمتها را پىدرپى براى شما بفرستد و استغفار را از شما فراموشاند.[٣]
بنابراين اگر سالك، نعمتى را دريافت، نخست بايد آن را وارسى كند و ببيند آيا نعمتى رحمانى است يا نقمتى در لباس نعمت. نشانهاش آن است كه اگر نعمتى پس از گناهى به وى رسيده و او را از آمرزشخواهى و ستايشگويى و سپاسگزارى باز داشته است،[٤] آن نقمت است و به بلاى استدارج مبتلا گشته و
[١] -« لما سئل عن الاستدراج قال: هو العبد يذنب الذنب فيملى له و يجدد له عندها النعم فتلهيه عن الاستغفار من الذنوب فهو مستدرج من حيث لايعلم.»( محمد بن يعقوب كلينى، الأصول من الكافى، ج ٢، ص ٤٥٢.)
[٢] -« يابن آدم! اذا رأيت ربك سبحانه يتابع عليك نعمه و أنت تعصيه فاحذوره.»( نهجالبلاغه، حكمت ٢٥.)
[٣] - ابوعبدالرحمن سلمى، حقائق التفسير، ج ٢، ص ٣٤٦.
[٤] - قال الامام الحسين( ع):« الاستدراج من الله سبحانه لعبده ان يسبغ عليه النعم و يسلبه الشكر.»( محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج ٧٥، ص ١١٧.) قال الامام الصادق( ع):« لما قال له قائل: سألت الله ان يرزقنى مالًا و ولداً و داراً فرزقنى و قد خفت ان يكون ذلك استدراجاً: اما والله مع الحمد فلا.»( محمد بن يعقوب كلينى، الأصول من الكافى، ج ٢، ص ١٢٥.)