علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣٩ - بارورى عارفانه فطرت در پرتو دين
يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا؛[١] آيا به آيات قرآن نمىانديشند يا بر دلهايشان قفلهايى نهاده شده است.» ابونصر سراج در كتاب مستنبَطات اين قفل را زنگارى مىداند كه به دليل كثرت گناهان، تبعيت از هواى نفس، محبت دنياى آلوده، شدت حرص و آز و ديگر غفلتها و مخالفتها بر قلب مىنشيند[٢] و آن را از فهم عاجز مىكند؛ اما اگر آنگونه كه ابوحفص سهروردى مىگويد، با زهدپيشگى و تقواورزى، دل را از آن شواغل رها سازد تا صفا يابد، دريچههاى باطن گشوده شده، گوشهاى قلب باز مىشود[٣] و با قلبى فهيم به سراغ منابع دينى رفته، با مطالعه متدبّرانه آن منابع، به ويژه قرآن، مىتواند آموزههاى اخلاقى و اعتقادى را استنباط و استخراج كند؛ استخراجى كه سرمايه شناختى هر گام عرفانى است. عبدالواحد بن زيد بصرى- دستپرورده و كماليافته كميل بن زياد نخعى[٤]- در پاسخ به كيستى عارفان مىگويد:
آنان همواره با خردهايشان بر فهم سنت ايستاده و با دلهايشان بر (جاده) سنت مقيم بوده و از شر نفسهايشان به سيد و مولايشان چنگ زنندهاند.[٥]
آنان با اين سرمايه شناختى به تجربه مىپردازند؛ تجربهاى كه رهيافت قلبى و رويداد روحى و رخداد درونى است. اين تجربه، همان وجدان حضورى و دريافت بىواسطه و زنده يك واقعيت خاص است كه عارف بهعنوان فاعل در موقعيت خاص، آن را در حريم دل مىيابد و چه بسا با احساسات پاك سلوكى يا عواطف پاك
[١] - محمد( ٤٧): ٢٤.
[٢] - ابونصر سراج، اللمع، ص ١٤٧ و ١٤٨.
[٣] - ابوحفص عمر بن محمد سهروردى، عوارف المعارف، ص ١٢.
[٤] - عبدالرحمن جامى، نفحات الأنس، ص ٥٥٩؛ محمود عابدى، تعليقات پايانى نفحات الأنس، ص ٧٠٣.
[٥] - ابوحفص عمر بن محمد سهروردى، عوارف المعارف، ص ٣٤.