علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣٣٠ - ٧ صبر
شكايت نكند.»[١] امام صادق (ع) در تفسير صبر چنين مىفرمايد:
تفسير صبر، استوارى و ثابتقدمى انسان در چشيدن طعم تلخ ناگوارى [در طول زمان وجود آن ناگوارى] است و آن ايستادگى و استواريى كه با اضطراب همراه باشد، صبر نام ندارد و تفسير جزع [بىصبرى و ناشكيبايى] آن استوارى توأم با اضطراب دل، اندوهناكى شخص، تغيير رنگ چهره و دگرگونى حال است.[٢]
البته عارفان به دليل وجود گونههاى مختلفى از تنگناها، صبر را چندين قسمدانستهاند؛[٣] اما آنچه در زبان اوصيا و اوليا شهرت دارد، سه قسم از صبر استكهاز سه نوع تنگنا خبر مىدهد كه عبارتند از: صبر در برابر تنگناى گناه كهبهآن «صبر از گناه» مىگويند؛ صبر در برابر تنگناى طاعت كه به آن «صبردرطاعت» مىگويند و صبر در برابر تنگناى بلا كه به آن «صبر در بلا» مىگويند.
رسول اكرم ٦ در بيان اقسام صبر مىفرمايد: «صبر يا صبر بر بلاست، يا صبر بر طاعت يا صبر از گناه.»[٤] كه البته آنچه خداى سبحان به امر تكوينى بر ما فرود مىآورد، بلاست و آنچه امر تشريعى بر دوش ما نهاده است، وجوب طاعت و حرمت معصيت است. صبرى كه در جاده طريقت بهعنوان معامله قلبى با خداى
[١] - قال رسول الله٦:« علامة الصابر فى ثلاث: اولها ان لا يكسل و الثانية ان لا يضجر و الثالثة ان لا يشكو من ربه تعالى؛ لانه اذا كسل فقد ضيع الحق و اذا ضجر لم يؤدّ الشكر و اذا شكا ربّه عزوجل فقد عصاه.»( محمد محمدى رىشهرى، ميزان الحكمة، ج ٥، ص ٢٠٧٠.)
[٢] -« تفسير الصبر: ما يستمرّ مذاقه و ما كان عن اضطراب لايسمى صبراً و تفسير الجزع: اضطراب القلب و تحزّن الشخص و تغير اللون و تغير الحال.»(( منسوب به) الامام جعفر بن محمد الصادق( ع)، مصباح الشريعة، ص ٥١٩.)
[٣] - بنگريد به: ابوطالب مكى، قوت القلوب، ج ١، ص ٣٤٥ و ٣٤٦؛ ابونصر سراج، اللمع، ص ٧٦.
[٤] - محمد بن يعقوب كلينى، الأصول من الكافى، ج ٢، ص ١١٩.