علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٤٧ - نفسشناسى شهودى و خداشناسى شهودى
و به تعبيرى در فطرت همه انسانها، بهگونه بالقوه و بذر نهفته گنجانده شده و منشأ گرايشهاى ملكوتى گشتهاند؛ نه آنكه انسانها چنين اسما و صفاتى را در نهاد نفس خود ندارند و وقتى با تلاش خويش به يكى از آن اسما متصف شدند، آن صفات را دارا مىشوند.[١] اين شناخت، مبناى اصل سلوكى تحلى اخلاقى است كه آن را توضيح خواهيم داد.
نفسشناسى شهودى و خداشناسى شهودى
سالك پس از آنكه به معرفت نفس رسيد و از رهگذر آن، فهم توحيدى يافت، بايد بكوشد تا آن فهم را در زندگى روزانه خود به جريان بيندازد و در لباباين جريان، به خودسازى بپردازد تا به نحو شهودى، نفس و خداى نفس رابشناسد.
به ديده رهبران اين مسلك، سلوك يعنى پاكسازى از آلودگى غفلتها و مشغوليتها و گذر از حجابها و شدتبخشى و گسترش حضور دل كه چنين گسترشى با عروج دل به عالم قدس ربوبى حاصل مىشود؛ چراكه سالك با هر گام خود به آن عالم قدسى نزديك مىشود و هر چه نزديكتر مىشود، حضور خورشيدى خداى سبحان بيشتر احساس مىشود.
مقدمه اينگونه سلوك آن است كه سالك بداند نفس جز بدن حسى كه مظهر آن حواس پنجگانه ظاهرى است، سه مرتبه طولى خيالى، عقلى و الاهى دارد كه هر سه بر خلاف بدن مادى، هويت تجردى دارند؛ مرتبه خيال، مرتبه تجردِ غير تام برزخى انسان است كه هويت مادى ندارد؛ ولى از جهت آثار و صورت، مانند شكل، مقدار و وضع، با عالم ماده تشابه دارد؛ مانند خوابها و رؤياهاى ما. مظهر مرتبه خيال، حواس پنجگانه باطنى هستند.
[١] - بنگريد به: محيىالدين ابنعربى، الفتوحات المكيه، ج ٢، ص ٢٤٤- ٢٤١.