علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٦٧ - ١ منشأ و خاستگاه
گرايش ديگر، اخلاق فلسفى است كه رهبران آن، علم اخلاق را براساس تفكراخلاقى ارسطو و نظريه اعتدال رفتارى وى كه به نوعى بر انسانشناسى فلسفى متكى است، بنيان نهادهاند و آن را با آموزههاى اسلامى تطبيق داده، تلفيقكردهاند؛ مانند ابنمسكويه در تهذيب الأخلاق و محمدمهدى نراقى در جامعالسعادات.
خواجه نصيرالدين طوسى- چنانكه در مقدمه اوصاف الأشراف ياد مىكند- با آگاهى از اين دو گرايش، دو اثر علمالاخلاقى آفريد: يكى اوصاف الأشراف كه با گرايش عرفانى نگاشته و ديگرى اخلاق ناصرى كه با گرايش اخلاق فلسفى به رشته تحرير درآورده است.
با مطالعه آثار مربوط به گرايش اخلاق عرفانى درمىيابيم كه اين علم، با علم سلوك تفاوت چندانى ندارد؛ بلكه بهگونهاى ذيل علم سلوك جاى مىگيرد؛ چراكه بزرگان اخلاق عرفانى، اگرچه فضايل را بهعنوان منازل و به صورت ترتيبى بيان نكردهاند، ولى بهگونه توصيفى به آنها پرداخته، با نگاه سلوكى به آنها نگريستهاند، از اينرو ما قلم بررسى را به سوى وجوه تمايز علم سلوك با علم اخلاق فلسفى معطوف مىداريم و در اين راستا، چهار وجه را وامىگشاييم: منشأ و خاستگاه، پويايى و ايستايى، كمال و غايت، عقلانى و تجربى.
١. منشأ و خاستگاه
يكى از وجوه امتياز علم سلوك و علم اخلاق، تفاوت در خاستگاه آن دو است؛ زيرا علم اخلاق اسلامى از بُعد نظام فلسفى، ميراث مكتب اخلاقى ارسطو در اخلاق نيكوماخوس است. بنابراين از جهاتى، مانند موضوع علم، عقلگرايى، سعادتگرايى و نظريه اعتدال اخلاقى، همگن هستند كه البته به بركت آموزههاى اسلام، پيروان مسلمان اين مكتب اخلاقى، مانند ابنمسكويه، خواجه نصيرالدين