علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٢٠٥ - ١ عزلت حسى
تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّي»؛ ابراهيم (ع) گفت: «و از شما و [از] آنچه غير خدا مىخوانيد، كناره مىگيرم و پروردگارم را مىخوانم؛ اميدوارم كه در خواندن پروردگارم نااميد نباشم.»[١] عزلت اقسامى دارد: عزلت حسى، عزلت حالى و عزلت قلبى.
١. عزلت حسى
عزلت حسى آن است كه سالك در آغاز سلوك خود از مردمى كه اهل عصيان و طغيان هستند، كناره گيرد و از هرچه با آن انس و الفت دارد، فاصله گيرد تا سلامتى روحى و عافيت سلوكى خود را از دست نداده، به پراكندگى خاطر و دلمشغولى مبتلا نشود، كه امامعلى (ع) فرمود: «سلامتى و عافيت در تنهايى است.»[٢] پس سالك كنج خانه را برمىگزيند تا از هياهوى گناهآلود بيرون و درون برهد و اگر به ميان مردم نيز مىرود، بهگونهاى زندگى مىكند كه او را نشناسند.[٣] امام صادق (ع) در توصيفِ حال بنده الاهى مىفرمايد:
او در ميان مردم بهگونهاى گمنام زندگى مىكند كه با انگشت به او اشاره نمىشود.[٤]
پس به گفته ربيعبن خُثيم:
اگر بتوانى در جايى زندگى كنى كه مردم تو را نشناسند و تو نيز ديگران را نشناسى، چنين كن.[٥]
[١] - مريم( ١٩): ٤٨.
[٢] -« السلامة فى التفرد.»( عبدالوحد آمدى، غررالحكم و دررالكلم، ح ٧٣٦٢.)
[٣] - بنگريد به: محيىالدين ابنعربى، الفتوحات المكيه، ج ١، ص ٢٧٧ و ٢٧٨.
[٤] -« كان غامضاً فى الناس لم يشر اليه بالأصابع.»( احمد بن محمد بن فهد حلى، التحصين و صفاتالعارفين، ص ٢٧ و عبدالله بن جعفر حميرى قمى، قرب الاسناد، ص ٢٠.)
[٥] -( منسوب به) الامام جعفر بن محمد الصادق( ع)، مصباح الشريعة، ص ١٣٨.