علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣١٥ - ٤ خوف
زاييده از گناهان گذشته، هراسان است، از پيشآمد لحظات غفلتزايى كه خداى سبحان او را به دليل آنها به بلا مبتلا مىكند نيز دورى مىكند و از رهزنىهاى نفس فاصله مىگيرد. پس خوف، چنانكه امام على (ع) فرمود: «چه سدّ خوبى در برابر گناهان است»[١] تا دل همواره به خداى سبحان توجه داشته، حيات طيب بيابد. ابوحفض حداد گويد:
خوف تازيانه خداست، تأديب كند آن را كه از درگاه او رميده باشد.[٢]
امام صادق (ع) نيز دراينباره مىفرمايد:
خوف، نگاهبان دل است و نفس را مىميراند و با مرگ نفس، دل حيات مىيابد.[٣]
سالك، به توصيه امام على (ع) كه فرمود: «آنكس كه نفس و دلش را بيشتر شناخت، از پروردگارش بيشتر ترسان است»[٤] همواره در حال مطالعه دل است. پس چه بسيار كه در دل از گناهان گذشته خويش ياد مىكند يا لحظهاى خود را در معركه گناه مىبيند يا خود را از مكر الاهى ايمن نمىبيند. در اين هنگام، خود را در موقعيت تنبيه الاهى احساس مىكند؛ تنبيهى كه چه بسا خواهد آمد و او را تأديب خواهد كرد؛ زيرا مىداند: «فَأَصَابَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا؛ پس [كيفر] بدىهايى كه كردند، به آنان رسيد»[٥] و دلش مملو از خوف الاهى مىشود و از نزول
[١] - عبدالواحد آمدى، غررالحكم و دررالكلم، ح ٩٩١٣؛ محمد محمدى رىشهرى، ميزان الحكمة، ج ٣، ص ١١٠٩.
[٢] - ابوالقاسم قشيرى، رسالة قشيريه، ص ١٩٠.
[٣] - قال الصادق( ع):« الخوف رقيب القلب ... الخوف يميت النفس ... و بموت النفس تكون حياة القلب.»(( منسوب به) الامام جعفر بن محمد الصادق( ع)، مصباح الشريعة، ص ٤٩٧.)
[٤] -« اكثر الناس معرفة لنفسه اخوفهم بربه.»( عبدالواحد آمدى، غررالحكم و دررالكلم، ح ٣١٢٦.)
[٥] - نحل( ١٦): ٣٤.