علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣٤٢ - ٩ رضا
جايگاه ترسيمى هر يك از اشيا و خصايص لازمى و غير لازم هر يك از آنها، در علم او كامل و بىنقص است؛ از اينرو نظام هستى در كمالى نيكو و حُسنى متعالى است كه حكما و عرفا از اين جهت به نظام هستى «نظام احسن» مىگويند؛[١] اما هنگام ايجاد كه با مشيت، اراده، تقدير و قضا صورت مىپذيرد، خداى سبحان به حسب آن علم كامل، نظام هستى را خلق كرد، هر يك از مراتب را چينش داد، هر يك از اشيا را در جاى شايستهاش قرار داد و نه تنها خصايص لازم هر يك از آنها را همراه آنها به وجود آورد، دمادم خصايص غيرلازم آنها را نيز به حسب موقعيت خاص به آنها بخشيد و مىبخشد.
«به علم خاص خداى سبحان به ترتيب اشياى موجود در مراتب وجودى نظام هستى، به حسب تعيّن علمى آن اشيا در حضرت علم خداوندى و جاىدهى آن اشيا در مرتبه شايستهشان «حكمت» گويند.»،[٢] چون خلق و ايجاد آفريدگار جهانيان، عالمانه و حكيمانه است و در نظام احسن انجام مىگيرد، پس تمامى قضايا و وقايع اين نظام بر پايه حسن تدبير و كمال تقدير انجام مىگيرد. از اينرو هر واقعهاى از آن حيث كه به خداى حكيم منسوب است، نيكوست؛ گرچه اين نيكتدبيرى، چهبسا چهرهاى پربلا دارد.[٣] بنابراين قضاى الاهى بر پايه حكمت الاهى در جريان است.
جريان قضاى الاهى در نظام هستى براى هر كس، برحسب جايگاه و رتبه ويژه اوست كه از آن جمله مؤمنان و سالكانى هستند كه با معرفت يقينى، علم وحيانى و عمل راستين گره خوردهاند. هرگاه به مؤمنى طريقتپيما، قضاى ويژه او
[١] - بنگريد به: عبدالرزاق كاشانى،« رسالة قضا و قدر»، مندرج در مجموعه رسائل و مصنفات، ص ٥٨٧؛ سيد محمدحسين طباطبايى، نهاية الحكمه، ص ٣٠٨؛ هادى سبزوارى، شرح منظومه، ج ٣، ص ٦١٠.
[٢] - بنگريد به: مؤيدالدين جندى، شرح فصوص الحكم، ص ٨٣.
[٣] - بنگريد به: ابوطالب مكى، قوت القلوب، ج ٢، ص ٧٠- ٦٦.