علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٥٦ - فصل دوم علم سلوك
همان رذايل، صفات نكوهيدهاى هستند كه از تعلق قلب به وابستگىهاى آلوده دنيوى نشأت مىگيرند. به اين صفات، و مهلكات (موانع نجات و رشد) مىگويند، مانند سوءظن، كينه، حسد، كبر، بخل، ريا، حرص، عجب، فخر و خيانت. اين صفات، بروز احوال ظلمانى را در قلب، مانند پريشانى، تشويش، سستى و دورى از خداى سبحان درپى دارند. صفات زيبا يا همان فضايل نيز صفات پسنديدهاى هستند كه صبغه الاهى داشته، از آزادى و رهايى قلب از كمند دامهاى دنيا برمىآيند. به اين صفات، مُنجيات (عوامل نجات و رشد) مىگويند، مانند صبر، شكر، اخلاص، مراقبه، توبه، خوف، رجا، صدق، رضا، زهد، محبت و توكل.[١] اين صفات منشأ پيدايش احوال نورانى در قلب، مانند توجه، تمركز، تقويت اراده و نزديكى به خداى سبحان مىشوند.
علم سلوك، همانند فقه، در مقام تهذيب و تزيين است. تهذيب نوعى پيراستگى و تزيين نيز گونهاى آراستگى است كه هر يك ظاهر و باطنى دارند. تهذيب و تزيين ظاهرى در حيطه علم فقه است و تهذيب و تزيين باطنى در دايره علم سلوك.
علم فقه در مقام تهذيب ظاهرى به اعمال بدنى توجه داشته، درصدد تعليم نحوه پيراستن اعمال انسان از زشتىها، مانند شهوترانى و رباخوارى است و در مقام تزيين ظاهرى به آموزش روش آراستن اعمال انسان به نيكىها، مانند نماز و حج مىپردازد.
علم سلوك در تهذيب باطنى، چگونگى تطهير قلب از تمامى مهلكات را به سالك آموزش مىدهد تا وى را از تنگناى رذايل رهايى بخشد و احوال ظلمانى را بزدايد، موانع ملاقات شهودى خداى سبحان را از ميان بردارد و زمينه سير در
[١] - بنگريد به: ابوحامد محمد غزالى، احياء علوم الدين، ج ١، ص ٢٧ و ٢٩؛ ج ٨، ص ٧٦؛ ج ١٤، ص ١٦٤.