علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٢٥٩ - گونههاى فضايل اخلاقى
در فرهنگ عرفانى به سالكى كه كوشيده فضايل اخلاقى نهفته در فطرت را بپروراند و آنها را بهعنوان خُلق در جان و دل، ملكه و سجيه خويش سازد و دل را آيه و آينه اسماى الاهى گرداند و همانند و مشابه خداى سبحان سازد، صاحب مقام «تخلّق» و «عبادله» خوانند. ملاعبدالرزاق كاشانى در تعريف تخلّق مىگويد:
تخلق، قيام بنده به اسماى الاهى است؛ به آن نحوى كه شايسته بندگى است، همانگونه كه قيام خداى سبحان به آن اسما به نحوى است كه شايسته قدس ربوبى است. پس نسبت اسماى الاهى به حق تعالى بر وجه شايسته خداوندى و به بنده بر وجه شايسته بندگى است.[١]
وى در تعريف عبادله مىنويسد:
عبادله ارباب تجليات اسمايى هستند كه هرگاه به حقيقت اسمى از اسماى الاهى متحقق شوند و به صفتى كه حقيقت آن اسم است متصف گردند، به اندازه عبوديت و بندگى به آن اسم نسبت داده مىشود.[٢]
در اين صورت، به آنان بنده آن اسم و در اصطلاح «عبدالاسم» مىگويند؛ مانند عبدالحليم و عبدالرفيق. بر اين اساس، محيىالدين ابنعربى، در دو اثر عبادله و كشف المعنى عن سرّ الاسماء الحسنى و عبدالرزاق كاشانى در دو كتاب اصطلاحات الصوفية و لطائف الأعلام فى إشارات أهل إلالهام و نيز فيض كاشانى در اثر علم اليقين به مسئله عبدالاسم پرداختهاند.[٣]
[١] - عبدالرزاق كاشانى، لطائف الأعلام فى إشارات اهل إلالهام، ص ١٦١.
[٢] - همو، اصطلاحات الصوفية، ص ٨٦.
[٣] - در روايتى از كعب الاحبار آمده است:« اسم نبى مكرّم٦ نزد بهشتيان عبدالكريم، نزد جهنميان عبدالجبار، نزد عرشيان عبدالمجيد، نزد ساير فرشتگان عبدالحميد، نزد پيامبران عبدالوهاب، نزد شياطين عبدالقهار، نزد جنيان عبدالرحيم، نزد كوه عبدالخالق، نزد خشكى عبدالقادر، نزد دريا عبدالمهيمن، نزد ماهيان عبدالقدوس، نزد تشنهكامان عبدالغياث، نزد جانوران عبدالرزاق، نزد درندگان عبدالسلام، نزد چارپايان عبدالمؤمن نزد پرندگان عبدالغفار است.»( محسن فيض كاشانى، علم اليقين، ج ١، ص ٦١٧.)