علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣٨ - بارورى عارفانه فطرت در پرتو دين
بارورى عارفانه فطرت در پرتو دين
عارفان- چنانكه گفتيم- كتاب تدوينى دين را تفسير و تشريح كتاب تكوينى فطرت مىدانند كه آموزههايشان با هم تطابق اجمالى- تفصيلى دارند؛ از اينرو همانگونه كه فطرت خصايصى دارد (معارف الاهى، فضايل اخلاقى و فضايل عملى) دين نيز تعاليمى دارد كه در سه حوزه شريعت، طريقت و حقيقت قرار دارند تا آدمى بتواند فضايل عملى را در پرتو تعاليم شريعت، فضايل اخلاقى را در پرتو تعاليم طريقت و معارف الاهى را در پرتو تعاليم حقيقت شكوفا سازد.
بنابراين عارفان پس از سرسپردگى به حوزه شريعت (فقه) براى شكوفايى فضايل عملى فطرت و پايبندى متعبّدانه به احكام در رفتار ظاهرى و نيز بارورىفضايل اخلاقى و معارف توحيدى، به روشى خاص تمسك جسته، واردحوزه طريقت و حقيقت شدهاند. آنان در اين روش، دو وظيفه را براى خويشترسيم كردهاند:
١. استنباط و استخراج آموزههاى اخلاقى و اعتقادى از كتاب و سنت؛
٢. تجربه عرفانى آن آموزهها.
اين دو وظيفه بر عهده قلب است؛ زيرا اولًا قلب فاعل تجربه است و- چنانكه خواهيم گفت- اوست كه رونده جاده طريقت و يابنده حقيقت است؛ ثانياً قلب ابزار استنباط است و استنباط به تدبّر در متن دين وابسته است و تدبّر با فهم صورت مىپذيرد و سرچشمه فهم، آنگونه كه امام رضا (ع) فرمود، قلب است.[١] از اين رو قلبى كه قفل شده، توان فهم و فقه ندارد: «لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بهَا؛[٢] [چراكه] دلهايى دارند كه با آن [حقايق را] دريافت نمىكنند.» و «أَفَلَا
[١] -« الفهم من القلب بجميع ذلك كلّه.»( محمد بن بابويه قمى( صدوق)، عيون أخبار الرضا، ج ١، ص ٣٥٥.)
[٢] - اعراف( ٧): ١٧٩.