علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٨٩ - ٤ دسته تنظيم و انسجامبخشى
تدريج قوه ناريت، قريب به فعليت گردد تا ناگاه فعليت متحقق و هيزم تيره و انگشت سياه روشن و شعلهور مىگردد؛ ولكن اين بدو ظهور فعليت است و تمام فعليت حاصل نشده و در بواطن آن فَحميت و حَطَيبيت مخفى و كامن است. به اندك بادى با دورى از نار يا سبب ديگر، اين فعليت ظاهره منتفى و ناريت عرضى منطفى مىگردد و به حالت اولى عودت مىكند و هرگاه قرب نار به آن امتدادى به هم رساند تا جميع آثار فَحميت و حَطَيبيت، زائل و تمام قوه ناريت و استعداد آن به ظهور و فعليت مبدل گردد و همه خفاياى آن آتش شود، ديگر رجوع آن به حطب و فحم ممتنع و از هيچ بادى ناريت آن منطفى نمىگردد؛ مگر آنكه خود آن فانى و خاكستر شود؛ لهذا مجاهد راه دين و سالك مراحل مخلصين را دخول عالمى و ظهور فعليت آن كفايت نمىكند؛ چه هنوز بقاياى عالم سافل در زواياى ذاتش كامن و به اين سبب به پاكان عالم بالاتر ناهمجنس و وصول به فيوضات و مراتب ايشان غير ميسّر، بلكه به اندك لغزشى يا قليل تكاهلى در جهاد و سلوك يا حصول مانعى در زمان اندكى باز به عالم سافل راجع مىشود.[١]
نويسنده، پس از اشاره به اين مبناى انسانشناختى، اين منازل چهلگانه را در عالم اخلاص واقع دانسته كه سالك قدم به قدم با گذر از آن منازل، استعدادهاى اخلاص را به فعليت مىرساند. ايشان مىفرمايند:
و بالجمله خاصيت اربعين در ظهور فعليت و بروز استعداد و قوه و حصول ملكه و ...، اين است كه در حديث شريف، حصول آثار خلوص را كه منبع عين معرفت و حكمت باشد، در اين مرحله خبر داده و شك نيست كه هر نيكبختى كه به قدم همت، اين منازل چهلگانه را طى كند، بعد از آنكه استعدادات خلوصى را به فعليت آورد، سرچشمه معرفت از زمين قلب او جوشيدن آغاز كند و اين منازل چهلگانه در عالم خلوص و اخلاص واقعاند و مقصود منتهاى اين منازل، عالمى است فوق عالم مخلَصين ... و مسافر اين منازل در وقتى به مقصد
[١] - همان، ص ٧١ و ٧٢.