علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٨٨ - ٤ دسته تنظيم و انسجامبخشى
و انسان را صاحب چهار قوه عقلى، وهمى، شهوى و غضبى مىداند كه سالك در حصار اين چهار قوه گرفتار است و بايد چهل منزل از هر يك از مراحل اين قوا دور گردد و از عالَم آن خارج شود.
علامه سيد محمدحسين تهرانى در شرح اين نگرش مؤلف مىنويسد: «انسان از چهار طرف، گرفتار قواى اربعه عقليه و وهميه و غضبيه و شهويه است و تا از هر كدام از آنها، تا چهل منزل دور نشود، به مقام فناء فى الله نخواهد رسيد، چون مجرد خروج از يك مرحله از شهوت، مثلًا انسان را از آن مرحله به تمام معنىالكلمه خارج نمىكند؛ چون حقيقت آن مرحله از شهوت، هنوز در وجود انسان مخفى است و تا چهل مرحله از مرحله اول دور نشود، آثار به كلى از بين نمىرود. بنابراين اگر عالم شهوت را مثلًا داراى مراحل عديدهاى فرض كنيم، هنگامى انسان از يك مرحله از آن به كلى خارج مىشود كه از چهل مرحله بعد از آن خارج شده باشد و الا مجرد خروج فىالجمله انسان را از آن مرحله خارج نمىكند و ممكن است به عروض عوارضى، انسان به مرحله اول برگردد؛ همچنين است عالم عقل و غضب و وهم. بنابراين كسى حقاً از مرحله اول غضب خارج مىشود كه از مرحله چهلم خارج شود و كسى حقاً از مرحله پنجم عقل خارج مىشود كه از مرحله چهلم خارج شود و هكذا ... بايد از هر مرحلهاى كه فرض كنيم، چهل مرحله دور شود تا از آن مرحله به كلى خلاص شود.»[١]
سيد بحرالعلوم براى توضيح طى اين منازلِ چهلگانه مىنويسد:
پس مراد از آنها، طى منازل استعداد و قوه و حصول اين مرحله تمام به ملكه فعليت تامه است؛ چه مثال ظهور قوه و وصول آن به سرحدّ فعليت، مثال هيزم و انگِشت است كه در آنها قوه ناريت است، پس چون قريب به نار شوند، حرارت در آنها تأثير كند و آناً فآناً بيشتر شود و به
[١] - همان، ص ٣٦ و ٣٧.