علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣٢٨ - ٦ توكل
سالك نبايد هنگام توكل، توجه خود را به سود حاصل از توكل بر خدا معطوف دارد و تنها به فكر امر مطلوب خود باشد؛ زيرا اولًا توجه سودجويانه سالك، گونهاى غفلت از خداى وكيل است كه بين خدا و بنده حجاب مىشود؛ ثانياً با اصل توجه دل به خدا كه مغزاى مقام توكل است، منافات دارد.[١] از اينرو امام صادق (ع) مىفرمايد:
حقيقت توكل ايثار (برگزيدن) است و اصل ايثار آن است كه متوكل ديگرى (يعنى خداى سبحان) را بهجاى خود برگزيند (و امورش رابهوى واگذارد). متوكل هنگام توكل، به حتم بايد يكى از دوامررا برگزيند (و به آن توجه كند)؛ زيرا اگر به معلولِ توكل كه فايده ومنفعت توكل است، توجه كند، در حجاب قرار گرفته (ازخداىسبحان بازمىماند) و اگر به مبدأ و علت توكل كهخداىسبحان است، توجه كند، همواره با او خواهد بود (و تمامىامورزندگى را به وى واگذار خواهد كرد كه اين حقيقت توكلاست).[٢]
نكتهاى كه بايد به آن توجه كامل داشت، اين است كه توكل به معناى بيكارى، سستى و تنبلى نيست؛ زيرا كسب و كار، سنتى دينى است و هيچ مقامى نمىتواند از چارچوب سنت خارج باشد؛ اكنون اين پرسش مطرح است كه در مسير توكل، كسب و كار بايد تا چه اندازهاى باشد؟ پاسخ آن است كه اگر سالك در مسير حركت، پس از تهيه اسباب احتسابى، به گرهى برخورد، نبايد دچار حرص اضطرابآور و عجله تشويشآور شود؛ بلكه بايد متعادل حركت كند و حركتى كه موجب ضايعات جبرانناپذير مىشود، انجام ندهد؛ زيرا واگشايى آن گره به حكمت خيرخواهانه خداى وكيل باز مىگردد كه از منفعت موكل خويش
[١] - ابوطالب مكى، قوت القلوب، ج ٢، ص ٩.
[٢] -( منسوب به) الامام جعفر بن محمد الصادق( ع)، مصباح الشريعة، ص ٢٠٩.