علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٢٩ - حشر حبى و عشقى با خداى معشوق
و اين پيوند با گسترش نقاط اشتراك فزونى مىيابد. اين اشتراك در اصطلاح عرفانى همان «مناسبت» است.[١] بنابراين چون خداى سبحان، مجمع تمامى كمالات و اسماى قدسى و شامل همه خيرها و نيكىهاست، عاشق بايد بكوشد تا خود را به آن كمالات و اسما آراسته سازد و دل خويش را با آنها تزيين كند و مصداق حديث شريف «
تخلقوا بأخلاق الله
»[٢] شود تا با اين تزيين، دايره نقصان خود را به دايره كمال نزديك كند[٣] و در نتيجه اشتراكات و تناسبات ميان آنان فزونى يابد كه به آن «مناسبت قرب» گويند.[٤] البته كوشش عاشق به كشش و توفيق خداى معشوق وابستگى كامل دارد؛ بهگونهاى كه خدا دل عاشق را محل ظهورات و تجليات اسماى حسناى خويش قرار مىدهد و با آن تجليات بر دل او تأثير گذارد و با اين تأثير، دل وى را به آن اسما آراسته مىسازد؛ اين آراستگى به اسما، همان فعليت بخشيدن به تمامى اسمايى است كه خداى سبحان به حضرت آدم تعليم داده و بذر آن را در فطرت ناشكفته تمامى انسانها افشانده است:
وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا؛[٥] و [خدا] همه [معانى] نامها را به آدم آموخت.
حشر حبّى و عشقى با خداى معشوق
زمانى كه عاشقان رهپيما در صراط عشق، رذايل اخلاقى را از دل پاك كردند و به تصفيه آنها توفيق يافتند، دل را در مسير تزيين به كمالات قدسى و عرشى قرار
[١] - البته در فرهنگ عرفانى، مناسبت مراتبى دارد: مناسبت ذاتيه، مناسبت صفاتيه، مناسبت افعاليه، مناسبت مرتبيه و مناسبت حاليه كه هر يك معناى خاصى دارند.( بنگريد به: سعيدالدين فرقانى، مشارق الدرارى، ص ١٣٢.)
[٢] - بخارى، صحيح بخارى، ج ٢، ص ٦.
[٣] - بنگريد به: سعيدالدين فرغانى، مشارق الدرارى، ص ٢٣٣.
[٤] - بنگريد به: ابندباغ انصارى، مشارق أنوار القلوب و مفاتيح اسرار الغيوب، ص ٥٦.
[٥] - بقره( ٢): ٣١.