علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣١٤ - ٤ خوف
٤. خوف
خوف به معناى ترس از خداى شديدالعقاب است و در فرهنگ دينى، يكى از اعمال نمايان قلبى است؛ عملى كه دل سالك را به سبب گناهى كه در گذشته انجام داده يا در آينده مرتكب مىشود، دربر مىگيرد و او را در برابر خداى شديدالعقاب، متواضع و خاشع مىسازد. امام صادق (ع) دراينباره مىفرمايد:
مؤمن همواره بين دو خوف به سر مىبرد: يكى گناهى كه گذشت و نمىداند كه خدا با آن چه مىكند و ديگرى عمرى كه مانده و نمىداند چه گناهان خطرناكى را كسب خواهد كرد (و به فرموده رسول خاتم كه در اين عمر باقى، چه چيزهايى را خدا حكم و قضا ساخته است)، پس مؤمن جز ترسان برنمىخيزد و جز خوف او را اصلاح نمىكند.[١]
سالك در مسير سلوك، هماره در موقعيت تنبيه و تأديب الاهى قرار دارد؛ تأديبى كه به صورت عذاب، مصيبت و بلا بر سر وى فرود مىآيد؛ چه بلاى مادى، مانند ضرر مالى و بدنى، و چه بلاى معنوى، مانند محروميت معنوى و قبض و ادبار روحى؛ يعنى چه بسيار خداى سبحان، بنده خود را به دليل غفلتهاى آلوده و گناهان بدبو و حتى لذايذ مباحى كه موجب روىگردانى دل از خداى سبحان مىشوند، به بلا مبتلا مىكند تا او را تأديب يا تنبيه كند و دلش را به خويشتن معطوف دارد. پس سالك هميشه از اين تأديب و تنبيه هراسان و خائف است.
ذَلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ يَا عِبَادِ فَاتَّقُونِي؛[٢] اين [كيفرى] است كه خدا بندگانش را به آن بيم مىدهد؛ اى بندگان من! از من بترسيد.
از اينرو سالك با اين خوف كه تازيانه سلوك است، نه تنها از بروز بلاى
[١] - حسن ديلمى، إرشاد القلوب، ج ١، ص ١١.
[٢] - زمر( ٣٩): ١٦.