علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٧٩ - الف) معرفت توحيدى
موصوفى.»[١] امام باقر (ع) هم مىفرمايد: «
ان الاسماء صفات وصف بها نفسه
؛[٢] اسماى الاهى صفاتى هستند كه خداى سبحان صفات خود را با آن وصف مىكند.» البته اين اسما در مرتبه وجود خداى سبحان عين او هستند؛ اما با تعلق توجه ايجادى به آنها در موطن مناسب ظهور مىيابند و هنگام ظهور «اسماى خداى سبحان غير او و او نيز غير اسمايش است».[٣]
بنابراين اگر فراخناى دل هر يك از كلمات را واگشاييم، در مىيابيم كه اگر ذات خداوندى در دل آنها حاضر نمىبود و صفتى را بروز نمىداد، اسمى پديد نمىآمد و در نتيجه كلمهاى به وجود نمىآمد.
در فرهنگ قرآنى به آفريدهها از آن جهت كه كلمات الاهى و ظهورات اسمى خداى سبحان هستند، «آيات» مىگويند؛ زيرا آيات تكوينى و وجودى، ذاتاً نشانه خداى سبحان هستند و كمالات او را حكايت مىكنند: «وَمَا خَلَقَ اللَّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَّقُونَ؛[٤] و آنچه خدا در آسمانها و زمين آفريده، براى مردمى كه پروا دارند دلايلى [آشكار] است.» اين آيات وجودى به مثابه آينه هستند كه خداى سبحان را نشان مىدهند و اسماى او را منعكس مىسازند. از اينرو امام رضا (ع) در پاسخ سؤال عمران صابى كه پرسيد: آيا خدا در خلق است يا خلق در خدا، به آينه مثال زدند كه هويتى جز انعكاس ندارد و تنها نشاندهنده طرف مقابل است؛[٥] پس «سَنُرِيهمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ
[١] -« صفة لموصوف.»( محمد بن يعقوب كلينى، الأصول من الكافى، ج ١، ص ١٣٥؛ محمد بن بابويه قمى( صدوق)، التوحيد، ص ١٩٢.)
[٢] - محمد بن يعقوب كلينى، الأصول من الكافى، ج ١، ص ١١٠؛ محمد بن بابويه قمى( صدوق)، التوحيد، ص ٢٢٠.
[٣] - محمد بن يعقوب كلينى، الأصول من الكافى، ج ١، ص ١٣٥.
[٤] - يونس( ١٠): ٦.
[٥] - محمد بن بابويه قمى( صدوق)، عيون اخبار الرضا، ج ١، ص ٣٤٧.