علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٧٠ - ٢ كمال و غايت
اين در حالى است كه كمال غايى از نگاه رهپويان سلوكى و واصلان الاهى، باريابى به نقطه اوج سير قلبى و حركت استكمالى و تقلبات مقامى است و آن چيزى جز قرب نوافل و قرب فرائض نيست؛ زيرا به ديده آنان، كمال عرفانى، تقرب كامل الاهى و شهود و لقاى تام خداوندى است؛ همان كمالى كه از آنِ رسولاكرم ٦ گشته است:
ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى* فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى* مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى؛[١] سپس نزديك آمد و نزديكتر شد، تا [فاصلهاش] به قدر [طول] دو [انتهاى] كمان يا نزديكتر شد، آنچه دل ديد، انكار [ش] نكرد.
اين كمال نيز تنها با قرب نوافل و قرب فرائض تحصيل مىشود.[٢] قرب نوافل، نخستين مرتبه كمال مقامى است و عارف به اندازهاى به خداى سبحان نزديك مىگردد و در وى مضمحل مىشود كه تمام صفات و كمالات خود را نيز به حقيقت اسما و صفات خداى سبحان مىبيند؛ چنانكه پيش از اين، تمامى افعال خود را به عيان، افعال حق سبحانه مىديد.
وى در اين مقام كه به آن «فناى صفاتى» مىگويند، از صفات بشرى به كلى خارج مىشود و متخلّق به اخلاق الاهى و متحقّق به اسماى الاهى مىگردد و قواى او نيز كه دريچه بروز و ظهور صفات و كمالات او هستند، تحت تصرف وجودى خداى سبحان قرار مىگيرند و در نتيجه خدا به جاى او مىبيند، مىشنودو مىگويد؛ يعنى بيننده، شنونده و گوينده عارف است؛ ليكن به بينندگى، شنوندگى و گويندگى خداى سبحان. رسولاكرم ٦ به زبان خداى سبحانفرمود:
[١] - نجم( ٥٣): ٨، ٩ و ١١.
[٢] - صدرالدين قونوى، مفتاح الغيب، ص ٣؛ محمد بن حمزه فنارى، مصباح الأنس، ص ٦٤٣ و ٧٠٨.