علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣١٣ - ٣ محاسبه
وَإِنْ كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنَا بهَا وَكَفَى بِنَا حَاسِبينَ؛[١] و اگر [عمل] هموزن دانه خردلى باشد، آن را مىآوريم و كافى است كه ما حسابرس باشيم.
در اين هنگام سالك، مصرانه با تصور علمى يا وجدان احساسى خدا را بههمراه آن اسم توجه مىكند تا اينكه به او حالت عرضه اعمال دست مىدهد وگويا خود را در صحنه محشر و روز حسابرسى مىبيند كه بايد براى اعمالش پاسخگو باشد. اگر نيكى كرده، خاطرى زيبا داشته، فضيلتى را ظهور بخشيده و ياحضور و جمعيتى داشته است، لبخند رضايت بر لب مىنشاند و زبان به حمدمىگشايد و اگر بدى كرده، خاطرى زشت داشته، رذيلتى را بروز داده، و بهغفلت و تفرقهاى دچار شده است، چشم ندامت به زير مىاندازد و زبان بهاستغفار مىگشايد؛ البته اگر سالك در اين توجه استقامت ورزد، اسم حاسب وحسيب خداى سبحان آرامآرام بر دل وى جلوه خواهد كرد. امام صادق (ع) مىفرمايد:
اگر براى حساب روز قيامت زحمتى نبود، جز حياى عرضه اعمال به خدا تعالى و رسوايى دريدن پردهاى كه بر زشتىهاى پنهان كشيده شده بود، هر آينه سزوار بود آدمى از سر كوهها به زير نيايد و در آبادانى سكنا نگزيند و جز به قدر ضرورت و جلوگيرى از تلف، از خوردن و آشاميدن و خوابيدن امساك كند. اين چنين حالى از آن كسى است كه قيامت را با آن سختىها و شدتها برپاشده ببيند و به دل، خويش را در پيشگاه (خداى) جبار مشاهده كند. در اين هنگام، خدا او را به محاسبه كشد؛ گويى كه او به عرصات قيامت دعوت شده و در پيچاپيچ آن بازخواست مىشود.[٢]
[١] - انبياء( ٢١): ٤٧.
[٢] -( منسوب به) الامام جعفر بن محمد الصادق( ع)، مصباح الشريعة، باب ٨٤، ص ٤٦٩.