علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣٢١ - ٥ اخلاص
رسولاكرم ٦ مىفرمايد:
خداى تعالى عملى را نمىپذيرد؛ جز آنكه براى او خالص گرداند و در آن عمل، وجه او را طالب باشد.[١]
برترين درجه اخلاص هنگامى است كه عبوديت واقعى بر دل سالك بنشيند؛ زيرا اگر سالك حقيقتاً بنده باشد، فقط به خشنودى مولا توجه دارد و هيچ چشمداشت و خواستهاى جز ديدار و لقاى او ندارد. پس خدا را نه از سر شوق به بهشت يا ترس از دوزخ، كه از سر محبت و عشق به خود او و براى اداى شكر نعمتهاى بىپايان او عبادت مىكند؛ زيرا توجه به حظوظ بهشتى و عذاب جهنّمى، نوعى شائبه غير الاهى است: «إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا؛[٢] ما براى خشنودى خداست كه به شما مىخورانيم و پاداش و سپاسى از شما نمىخواهيم.»
از اينرو وقتى از عارفى پرسيدند: «چرا قبولى دو ركعت نماز نزد خداىسبحان، از ورود به بهشت براى تو خوشتر است؟» گفت: «زيرا در دوركعت نماز، خشنودى و محبت پروردگار من وجود دارد؛ ليكن در بهشت خشنودى و شهوت من. پس نزد من، رضاى پروردگار از محبت من محبوبتر است.»[٣] زيرا اگر بهشت شيرين است، بهشتآفرين شيرينتر است.[٤] بنابراين به گفته وريم، «اخلاص اندر اعمال آن بود كه هر دو سراى عوض چشم ندارد.»[٥]
[١] -« ان الله تعالى لايقبل من العمل الا ما كان له خالصاً و ابتغ به وجهه.»( حسن متقى هندى، كنزالعمال، ح ٥٢٦١.)
[٢] - انسان( ٧٦): ٩.
[٣] - ابوطالب مكى، قوت القلوب، ج ١، ص ١٥٧.
[٤] - حسن حسنزاده آملى، دروس شرح الاشارات، نمط نهم، ص ٩٨.
[٥] - ابوالقاسم قشيرى، رساله قشيريه، ص ٣٢٥.