علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٢٨٢ - ١ كبر
دنياگرايى مىپردازيم كه كبر بزرگترين گناه، بدترين عيب، زشتترين خُلق، سخيفترين حالت و ريشهدارترين طغيان است و بهگونههاى مختلف در رفتارهاى بشرى ظهور دارد. دنيادوستى نيز پردامنهترين رذيلت جامعه بشرى شناخته مىشود كه بر پايه حديث شريف «
حبّ الدنيا رأس كل خطيئه
»[١] منشأ تمامى رذيلتها و سرچشمه همه انحرافهاست.
١. كبر
كبر در كسى است كه نه تنها در نهان خويش، خود را به دليل داشتن كمالات دنيوى يا معنوى بزرگ مىپندارد و خودپسندانه عجب مىورزد، در باور نيز خود را بر ديگران برتر مىبيند و چه بسا اين برترى را به رخ مىكشاند و بزرگى مىفروشد.[٢] امام صادق (ع) مىفرمايد:
هر كه بر اين باور باشد كه بر ديگرى برترى دارد، در شمار متكبران است.[٣]
تكبّرى كه دامگه و كمينگه شيطان، آن دشمن ديرين انسان است و وى را به فرموده رسول خدا ٦ از پذيرش حق باز مىدارد، رسم تجاوز به حقوق ديگرى را به وى مىآموزد و نگاه او به مردم را به نگاه تحقيرآميز مبدّل مىسازد؛ بهگونهاى كه عرض و آبروى خود را برتر و خونش را رنگينتر مىبيند.[٤] اگرچه
[١] - عبدالواحد آمدى، غررالحكم و دررالكلم، ح ٤٨٦٨.
[٢] - بنگريد به: سيد روحالله موسوى خمينى، شرح چهل حديث، ص ٧٩.
[٣] -« من ذهب يرى أن له على الآخر فضلًا فهو من المستكبرين.»( محمد بن يعقوب كلينى، الأصول من الكافى، ج ٨، ص ١٢٨.)
[٤] -« ... ولكن الكبر أن يترك الحق و تتجاوز إلى غيره و تنظر إلى الناس و لاترى أن أحدا كعرضك و لا دمه كدمك.»( محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج ٧٧، ص ٩٠.)