علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٢٨٠ - شيوههاى درمان بيمارىهاى قلبى
سازد؛ تا آنجا كه شهوت را از نفس خود بزدايد. ابوالحسين ورّاق مىگويد:
شهوت، غالبترين سلطان بر نفس است و جز با خوف و ترس دردناك (از خداى شديدالعقاب) از آن زايل نمىشود.[١]
يا اينكه با شناخت خداى حكيم، رضا را در فراخناى دل خود حاكم سازد؛ بهگونهاى كه بنده به مرتبه وجودى خويش و لوازم و توابع آن در اين نظام هستى كه بر پايه حكمت الاهى و به بهترين صورت به وجود آمده است، خشنود باشد، تا اندازهاى كه از رنج حسادت كه به معناى ناخشنودى از قضاى حكيمانه الاهى است، رهايى يابد. ملاحسين كاشفى مىنويسد:
هر كه در مقام رضا ساكن شد، از دغدغه حسد برست. چه عارف در اين مرتبه و مقام، بدين حال بينا مىشود كه حضرت عزت تعالى شأنه در قسمت غلط نكرده است و هر كه را هرچه بايد داده، پس طوعاً بدان راضى باشد و بر داده و فرستاده حق اعتراض نكند و هرچه در عالم واقع شود، بر وفق رضاى خود بيند.[٢]
سالك در ساحت عملى هم بايد بكوشد تا هرگاه يك رذيلت خواست در رفتار فرود آيد، بىدرنگ فضيلت مقابل آن را عمل كند؛ تا اندازهاى كه ملكه زشتى را از دل بزدايد و ملكه نيكى را در آن به وجود آورد. امامخمينى (قدس سره) در توضيح اين ساحت مىنويسد:
بهترين علاجها كه علماى اخلاق و اهل سلوك از براى مفاسد اخلاقى فرمودهاند، اين است كه هر يك از اين ملكات زشت را كه در خود
[١] - همان، ص ٢٣٠.« قال ابواسحاق القرميسينى: ان الخوف اذا سكن القلب أحرق مواضع الشهوات فيه و طرد عنه رغبة الدنيا و بعده عنها.»( همان، ص ٣٠٤.)
[٢] - ملاحسين كاشفى، لب لباب مثنوى، ص ٢٨٥؛ سيد جعفر سجادى، مقدمهاى بر مبانى عرفان و تصوف، ص ٣٠.