علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٦٤ - فصل اول توجه قلبى
تفرقه آن است كه دل را به واسطه تعلق به امور متعدد پراكنده سازى و جمعيت، آنكه از همه به مشاهده واحد پردازى[١] كه ز فكر تفرقه بازآى تا شوى مجموع.[٢]
بنابراين مغزاى همه مسلكهاى عرفانى كلمه «
لا اله الا الله
» و روح تمامى آن مسلكها، جمعيت دل و توجه قلب است؛ زيرا تمامى سرداران لشكر نفس از تفرقه، تشويش و تكثر دل و تمامى سرداران لشكر خدا از جمعيت و توحد دل كه منشأ توجه و روىآورى قلب به خداى سبحان است، برمىخيزند و چه خوش گفت آن عارف سترگ، سيد على قاضى طباطبايى:
و [شامل] تمام طرق [سلوكى] ... توسل به ائمه اطهار و توجه به مبدأ [اعلى] است. چونكه صد آمد، نود هم پيش ماست.[٣]
و چه نيكو فرمود استاد علامه حسنزاده آملى:
مهمتر از اين كلمه [
التوجه التام الي الحق
] نداريم كه تخم و پايه و اساس [سلوك] است.[٤]
توجه تام همان توجه حنيفى است كه سنت و مشرب حضرت ابراهيم (ع)، بلكه همه انبيا، اوصيا و اوليا : و روح تعاليم آسمانى آنان و اصل و اساس دين پايدار و قويم است: «إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهي لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَا مِنْ الْمُشْرِكِينَ؛[٥] من از روى اخلاص پاكدلانه، روى خود را به سوى كسى گردانيدم
[١] - عبدالرحمن جامى، لوائح، ص ٥٣- ٥١.
[٢] - ديوان حافظ.
[٣] - هيئت تحريره مؤسسه فرهنگى- مطالعاتى شمس الشموس، عطش، ص ٣٢٠.
[٤] - بنگريد به: حسن حسنزاده آملى، درس شرح فصوص الحكم، ذيل فصل ششم مقدمه قيصرى.
[٥] - انعام( ٦): ٧٩.