علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٢١ - ب) سلوك عاشقانه
موطن را شايسته چنين ظهورى دانسته است، به آن فعل افتخار و مباهات مىكنند و از اين جهت شادمان هستند،[١] اين افتخار پاك و آسمانى است، نه آلوده و زمينى.
بنابراين سلوك مخلصانه با نگاه بدبينانه به نفس، آن را پرعجب، رياكار و ديگرنگر مىداند كه بايد سخت ملامت گردد و براى ملامت نفس از دو اصل مدد گرفته مىشود: نخست اصل تقيه عرفانى كه پايه كتمان شديد تمامى اعمال و احوال سلوكى است و ديگرى اصل معرفتى كه در دو حوزه معرفت نفس و معرفت توحيد است. ميراث معرفت نفس، صيانت رفتارها و كردارها و ميراث معرفت توحيدى نيز توحيد افعالى و انتساب حقيقى تمامى اعمال نيك به خداى سبحان و انتساب مجازى آن اعمال به انسان است.
ب) سلوك عاشقانه
عشق به معناى محبتِ برافروخته و شديد، گنج پرگهرى است كه در گنجههاى نهان دين و عرفان پنهان شده، بسيار ظريف لب مىگشايد و راز خويش را براى خاصّان تاريخ آشكار ساخته، بهعنوان پايه سنت رهگشاى سلوكى در كنج دل آنان جاى گرفته است. شايد بتوان نخستين و درخشانترين ظهور اين سنت را در قرن نخست در غروب شفق در كربلاى خونين و عاشوراى سرخ امامحسين (ع) و اصحاب عاشقپيشه ايشان دانست؛ كسانى كه اميرمؤمنان پيش از واقعه عاشورا درباره آنان فرمود: «
ههنا مصارع العشاق
؛[٢] اينجا قتلگاه عشاق است.»
پس از قرن اول و شكوفايى عرفان، بزرگان بسيارى در قرون بعد بر اريكه اين سنت تكيه زدند و به عرش ربوبى راه يافتند؛ بزرگانى چون رابعه عدويه در
[١] - بنگريد به: همان.
[٢] - محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج ٤١، ص ٢٩٥؛ نيز بنگريد به: قطبالدين راوندى، الخرائج و الجرائح.