علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٦٥ - فصل اول توجه قلبى
كه آسمانها و زمين را پديد آورده است و من از مشركان نيستم»، پس اى سالكان! «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَة اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ* مُنِيبينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاة وَلَا تَكُونُوا مِنْ الْمُشْرِكِينَ؛[١] پس روى خود را با گرايش تمام به حق به سوى اين دين كن؛ با همان سرشتى كه خدا مردم را بر آن سرشته است؛ آفرينش خداى تغييرپذير نيست. اين است همان دين پايدار، ولى بيشتر مردم نمىدانند. به سويش توبه بريد و از او پروا بداريد و نماز را برپا كنيد و از مشركان مباشيد» كه «وَمَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بالْعُرْوَه الْوُثْقَى؛[٢] و هر كس خود را در حالى كه نيكوكار باشد، تسليم خدا كند، قطعاً در ريسمان استوارترى چنگ در زده است.» بر اين اساس امام خمينى (قدس سره) طى نامهاى به يكى از شاگردان خود مىنويسد:
... همت تو بايد در تمامى حركات و سكنات و انظار و افكارت، در توجه به خداوند متعال و ملكوت او باشد.[٣]
نجمالدين كبرى در تعريف توجه تام به خداى سبحان چنين مىنويسد:
توجه تام به خداى سبحان، همان خروج است از هر انگيزه و خواستهاى كه تو را به غير خداى سبحان فرا مىخواند؛ همانند مرگ. در اين مقام، هيچ مطلوب، محبوب، مقصود و مقصدى جز خدا براى سالك باقى نمىماند.[٤]
اين همان خطاب خدا در شب معراج به حضرت ختمى مرتبت است كهفرمود:
[١] - روم( ٣٠): ٣٠ و ٣١.
[٢] - لقمان( ٣١): ٢٢.
[٣] - سيد روحالله موسوى خمينى، صحيفة امام، ج ١٠، ص ٦.
[٤] - نجمالدين كبرى، الأصول العشرة، ص ٦٦.