علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٦٧ - فصل اول توجه قلبى
دَائِمُونَ؛[١] به راستى كه انسان سخت آزمند [و بىتاب] خلق شده است ...، غير از نمازگزاران؛ همان كسانى كه بر نمازشان پايدارى مىكنند.
«خوشا آنان كه دايم در نمازند» يعنى دايم در حضور و توجه هستند و هماره لحظات زندگى خود را با توجه به خداى سبحان و براى او مىگذرانند؛ «قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَاي وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ؛[٢] بگو درحقيقت نماز و [ساير] عبادات من و زندگى و مرگ من، براى خدا پروردگار جهانيان است.» از اينرو سالكان بايد پيش از انجام هر گفتار، كردار و انديشهاى و هنگام انجام آنها اين دعا را بر لب داشته باشند: «بارخدايا! چنان كن كه در هر جهتى رويم تو باشى و در هر قصدى، مقصودم تو باشى و در هر كارى، هدفم تو باشى و در هر بلا و هر مهمى، ملجأ و پناهم تو باشى و در هر امرى، وكيلم تو باشى و در هر حالى از روى محبت و عنايت سرپرستم تو باشى.»[٣]
براى ختام اين فصل سه سخن از سه بزرگ روايت مىكنيم كه اولى مسلك عارفان، دومى هدف رياضت عارفان و سومى روح سلوك مريدان را توجه قلبىبرمىشمرند.
شيخالرئيس بوعلى سينا مىنويسد:
إلالتفات عما تنزه عنه شغل و إلاعتداد بما هو طوع من النفس عجز و التبجج بزينة الذات من حيث الذات و ان كان بالحق تيه و الاقبال بالكلية علي الحق خلاص
؛[٤] توجه به آنچه بايد از آن دورى شود، مشغله (دل)
[١] - معارج( ٧٠): ١٩، ٢٢ و ٢٣.
[٢] - انعام( ٦): ١٦٢.
[٣] - صدرالدين قونوى،« توجه اتم» مندرج در: مجموعه عرفان ايران، ج ١، ترجمه عبدالغفور لارى، ص ١٥٠.
[٤] - نصيرالدين محمد طوسى، شرح الاشارات و التنبيهات، ج ٣، ص ٣٨٨؛ نيز بنگريد به: حسن حسنزاده آملى، دروس شرح اشارات و تنبيهات، ص ٢٣٣.