علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٤١ - د) سلوك عارفانه
يافته سنت معرفت است. مقصود از سنت معرفت، معرفت نفس و معرفت توحيدى است كه بر پايه حديث نبوى «هر كه به معرفت نفس (خودشناسى) دست يافت، به معرفت ربّ (خداشناسى) دست مىيابد»[١] شكل گرفته است. اين مسلك سلوكى، پردامنهترين مسلك تاريخ عرفان است كه از قرن هفتم، با ظهور محيىالدين ابنعربى و نگارش فصوص الحكم، الفتوحات المكية و الرسالة الوجودية، از لالهزار عرفان سر برآورد و از سوى پيروانش، چون صدرالدين قونوى، مؤيدالدين جندى، سعيدالدين فرغانى، عبدالرزاق كاشانى و عبدالرحمن جامى ادامه يافت و ملاصدراى شيرازى حركت آن را تكامل بخشيد و از سوى عالمان و عارفان سترگى كه انديشه محيىالدينى- صدرايى داشتند، به پويايى رسيد؛ عارفانى چون آقامحمد بيدآبادى، ملاحسينقلى همدانى، ميرزا جوادآقا ملكى تبريزى در رسالة لقاءالله، آقا سيدعلى قاضى، محمدحسين طباطبايى در رساله الولاية و حسن حسنزاده آملى در دو كتاب معرفت نفس و عيون مسائل النفس و دو رساله لقاءالله و انه الحق.
به ديده رهبران سلوك عارفانه، دل ميدان نبرد نفس و خداى سبحان است؛ نفسى كه هماره شيهه غفلت سر مىدهد و فضاى دل را به اميال خود آلوده مىكند و با حجاب خود، بر چشم دل پرده مىافكند. در مقابل، خدا نداى حضور رادر دل به طنين مىاندازد و آن را به توجه مداوم فرا مىخواند و به چشم او بينايىمىبخشد:
وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنْ الْقَوْلِ بالْغُدُوِّوَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنْ الْغَافِلِينَ؛[٢] و در دل خويش پروردگارت را بامدادان و شامگاهان با تضرع و ترس بىصداى بلند ياد كن و از غافلان مباش.
[١] - قال رسول الله٦:« من عرف نفسه فقد عرف ربّه.»( همان، ج ٥٨، ص ٩٠.)
[٢] - اعراف( ٧): ٢٠٥.