علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٢٠٩ - ١ سكوت لسانى
ب) كمگويى
كمگويى كه در فرهنگ دين و عرفان «صمت» و «سكوت» ناميده مىشود، به معناى لب فروبستن و ترك سخن ناپاك و ناصواب، بلكه بىفايده است تا نه تنها در شهر دل، همهمه و هياهو به وجود نيايد و موجب پراكندگى و تشويش آن نگردد، بلكه به فرموده امام على (ع) فكر (پاك) افزايش يابد و دل روشن شود.[١] «يكى از عالمان مىگفت: سكوت، خواب عقل (و دل) است و سخن بيدارى اوست و هر بيدارى به خواب نياز دارد. ارباب خرد (و دل) آنگاه كه لب فرو مىبندند، عقل ايشان اجتماع مىيابد و دل و خرد به حضور دست پيدا كند.»[٢] از اينرو دل آنگاه به سامانه صواب و آرامش راه مىيابد كه سكوت بر زبان حاكم گردد. سكوت داراى دو قسم است؛ زيرا انسان دو زبان دارد: يكى زبان ظاهرى كه بايد به سكوت لسانى آراسته گردد و ديگرى زبان دل كه بايد به سكوت قلبى مزين شود.
١. سكوت لسانى
سكوت لسانى بهعنوان منزلى از منازل عمومى ارباب سلوك آن است كه سالك سخنى غير الاهى نگويد[٣] تا با التزام به آن، نه تنها زبان را از هرزهگويى دور سازد، با غير خدا نيز انس نگيرد و به او مشغول نگردد و در نتيجه از توجه به خداى سبحان باز ماند. امام صادق (ع) فرمودند: «سخن غير الاهى، شرابى است كه عقل (و دل) را مست مىكند.»[٤] لذا دل با سكوت زبانى آسوده مىگردد و آماده سخن با خداى سبحان و توجه به او مىشود.
[١] - محمد محمدى رىشهرى، ميزان الحكمة، ج ٥، ص ٢٢٠٤.
[٢] - ابوطالب مكى، قوت القلوب، ج ١، ص ١٧٧.
[٣] - محيىالدين ابنعربى،« حليه الابدال»، مندرج در: رسائل ابنعربى، ص ٤.
[٤] -( منسوب به) الامام جعفر بن محمد الصادق( ع)، مصباح الشريعة، ص ٢٤٣.