علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٦٣ - فصل اول توجه قلبى
پراكندگى و چندسونگرى دل و صدپارگى قلب است كه از وابستگىهاى آلوده قواى انسانى و خواستههاى ناپاك آنان برمىخيزد. تفرقهزدايى نيز جز با بركشيدن تيغ «
لا
» بر همه الهههاى هواپرستانه انسان تحقق نمىيابد. جمعيت نيزگونهاىتمركز و يكسوىنگرى دل است كه از سر بينش عارفانه، گرايش عاشقانهوبندگى خاضعانه دل به خداى سبحان برخاسته، موجب توجه تام قلب و روىآورىتمام قوا به خداى سبحان مىگردد. جمعيتسازى نيز گونهاى از برافراشتنپرچم «
الا الله
» در سرزمين دل است. در فرهنگ دينى به اين قلب «شهر محكم» و «قلب مجتمع» مىگويند؛ قلبى كه به گفته علامه مجلسى، از هواهاى نفسانىوشبهات گمراهكننده، به تفرقه و پراكندگى دچار نشده است.[١] امامصادق (ع) مىفرمايد:
همانا حديث ما سخت و دشوار است كه آن را جز فرشته مقرّب يا نبى مرسَل يا بندهاى كه خدا قلب او را براى ايمان آزمود يا مدينه حصين (شهر محكم) توان حمل آن را ندارند. پرسيدند: مدينه چيست؟ امام فرمود: قلب مجتمع.[٢]
عبدالرحمن جامى مىگويد:
«مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ»[٣] حضرت بىچون كه تو را نعمت هستى داده است، در درون تو جز يك دل ننهاده است تا در محبت او يكروى باشى و يكدل و از غير او مُعرض و بر او مُقبل؛ نه آنكه يك دل را به صد پاره كنى و هر پارهاى را درپى مقصدى آواره ...
[١] - محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج ٢، ص ١٨٣.
[٢] -« ان حديثنا صعب مستصعب لا تحمله الا ملك مقرب او نبى مرسل او عبد امتحن الله قلبه للايمان او مدينة حصينة و سئل أى شيء المدينة؟ قال: القلب المجتمع.»( محمد بن بابويه قمى( صدوق)، معانى الأخبار، ص ١٨٩؛ همو، الخصال، ج ١، ص ٢٠٧.)
[٣] - احزاب( ٣٣): ٤.