علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٢٥٧ - گونههاى فضايل اخلاقى
گرفت؛[١] خصايصى كه فقط لازمه مرتبه موصوف است؛ نه لازمه روح معناى كلى. براى مثال، اسم طاهر- كه روح معناى طاهر، پاكى از نقص است.- در ساحت ربوبى به معناى پاكى از هرگونه نقص، مانند نقص امكانى و تركيب وجودى است؛ ولى در ساحت انسانى، به معناى پاكى از نواقصى چون گناه است و نمىتوان نقص امكانى را از او سلب كرد.
پس گستره صدق معناى طاهر در خداى سبحان بيشتر است. با اين روند تفسيرى، تشابه وصفى از حيث روح معنا و تمايز وصفى از حيث مرتبه ميان اسماى مشترك حق و خلق تثبيت مىشود و به ما در تفسير اسماى الاهى مدد مىرساند؛[٢] بلكه چگونگى اتصاف اخلاقى انسانها به اسماى خداى سبحان را نيز مىآموزاند.
گونههاى فضايل اخلاقى
فضايل اخلاقى انسان كه در فطرت گنجانده شدهاند، همانند اسماى الاهى دوگونهاند: فضايل سلبى و فضايل ايجابى. فضايل سلبى فضايلى هستند كه مفاد تنزيهى داشته، نواقص را از دل و جان آدمى نفى مىكنند؛ نواقصى چون گناه كه موجب دورى بنده از مولاى هستى مىشود؛ مانند قداست و طهارت (همانند اسم قدوس) و تقوى (همانند اسم تقوى). فضايل ايجابى هم فضايلى هستند كه مفادثبوتى داشته، كمالى از كمالات را براى دل و جان انسانى اثبات مىكند، كمالاتىكه همانند كمالات الاهى هستند، مانند حلم (همانند اسم حليم) و وفا (همانند اسم وفى).
[١] - بنگريد به: محسن فيض كاشانى، تفسيرالصافى، ج ١، ص ١٩؛ سيد محمدحسين طباطبايى، الميزان، ج ٣، ص ٦٤؛ سيد روحالله موسى خمينى، مصباح الهداية الى الخلافة و الولاية، ص ٥٠.
[٢] - اين نگاه را برخى بزرگان، مانند سيد حسين درودآبادى در كتاب شرح الأسماء الحسنى بهكار بردهاند.