علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٥٣ - نفسشناسى شهودى و خداشناسى شهودى
علمى به اين شناخت (علماليقين)، نخست در مقام توحيد ذاتى، خداى سبحان را هستى بيكران و نامحدودى مىداند كه تنها او وجود بالذات است و همه آفريدههاى موجود، تجليات و ظهورات او و هستهاى مجازىاند كه در پرتو وجود او وجود يافتهاند. او در اين مقام خداى بيكران هستى را در ذهن و مفهوم از همه آفريدهها، حتى از خويشتن خويش تجريد و عريان مىكند؛ مانند منِ نفس كه در هواى معلق قرار گيرد و هيچ قوه و فعلى ادراك نكند.
سالك پس از اين نوبت، وارد توحيد صفاتى مىشود. وى در اين مقام، اسماى خداى سبحان را به دليل بيكرانى خداى سبحان و حضور احاطى او در نظام هستى، در دل همه آفريدهها متجلى مىداند. از اينرو در ذهن خود، همه كمالات و فضايل خود و ديگر پديدهها را از حد و تعين آن پديدهها تجريد كرده، آنها را پرتو و جلوه اسما و كمالات خداى ذوالجلال و الاكرام مىداند؛ مانند صفات و كمالات منِ نفس، همانند عشق من، علم من، حيات من، اراده من و قدرت من. آنگاه در مقام توحيد افعالى قرار مىگيرد و در اين مقام، نظام هستى را تحت قدرت و اراده خداى «فعّال ما يشاء» دانسته، هيچ آفريدهاى را مؤثر حقيقى برنمىشمرد و هر اثر و فعل و عمل خيرى را اظهار مشيت حكيمانه او مىداند؛ مانند افعال منِ نفس، همانند ديدم، شنيدم، گفتم و رفتم. سالك اين دانش و انديشه را آهستهآهسته با انجام تجلى عبودى و تخلى و تحلى اخلاقى در ذهن پرورش مىدهد و در تصور واقعى خويش، حضور دايمى خداى سبحان را درمىيابد و در ذات و صفات و افعال با او زندگى مىكند تا از سايهسار اين زندگى علمى و انجام اين اصول سلوكى، از فعل و صفت و ذات خود منقطع گردد و به جاى آنان خدا را بنشاند و به شناخت شهودى خداى سبحان دست يابد و زندگى شهودى وى آغاز شود.
وى در مقام توحيد شهودى و با سرمايه يقين شهودى (حقاليقين) مراتب