علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٨٢ - الف) معرفت توحيدى
امامصادق (ع) نيز فرمودند:
لا خلقه فيه و لا هو في خلقه
؛[١] نه آفريدهها در اويند و نه او در آفريدههاست.
چرايى اين نفى به نامحدودى خداى سبحان بازمىگردد؛ يعنى ممكن نيست خداى بىكران در جاى محدود قرار بگيرد؛ از اينرو اميرمؤمنان (ع) فرمود: «
لاتحويه الاماكن لعظمته
؛[٢] مكانها به دليلى بزرگى خداى سبحان، او را دربر نگيرند.» بنابراين خداى بىكرانه و آفريدههاى باكرانه نسبتى متباين و متمايز دارند. البته اين تباين و تمايز به نحو وجودى نيست؛ زيرا خدا نامتناهى است و لازمه عدم تناهى- چنانكه گفتيم- صمديت است و اين به معناى وجود فراگير خداى سبحان در دل ذرهذره نظام هستى. چنانكه امامعلى (ع) فرمود: «
لم يخل منه مكان
؛[٣] هيچ مكانى از خداى سبحان خالى نيست.» بلكه اين نوع تمايز وصفى است؛ يعنى خداى سبحان از اوصاف حدثى و خلقى منزه و مبراست:
توحيده تمييزه من خلقه و حكم التمييز بينونة صفة لا بينونة عزلة
؛[٤] توحيد خداى سبحان تميز او از آفريدههاست. معناى اين تميز، تباين در اوصاف است، نه تباين به معناى كنارهگيرى و فاصلهگيرى.
از اينرو امامعلى (ع) در خطبهاى در مسجد كوفه مىفرمايد:
مبائن لجميع ما احدث في الصفات
؛[٥] در صفات با همه حادثها
[١] - محمد بن يعقوب كلينى، الأصول من الكافى، ج ١، ص ١١٤.
[٢] - محمد بن بابويه قمى( صدوق)، عيون اخبار الرضا، ج ١، ص ٢٤٣.
[٣] - همان.
[٤] - ابومنصور احمد بن على طبرسى، الإحتجاج، ج ١، ص ٤٧٥؛ محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج ٤، ص ٢٥٣.
[٥] - محمد بن بابويه قمى( صدوق)، عيون اخبار الرضا، ج ١، ص ٢٤٣.