علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٩١ - ٤ دسته تنظيم و انسجامبخشى
آمده- و نيز توصيف منازل براساس رخ داد قلبى هنگام مواجهه دل با عظمت خداى قريب- بنابر آنچه در كتاب الصفات يا كتاب الصفاء نوشته ابوسعيد خرّاز ذكر شده است.
ابوسعيد خراز در اين كتاب، سخن خويش را با موضوع «قرب خداوندى» آغاز كرده و آن را جلوه خداى سبحان بر دل اولياى الاهى در پس پرده و حجاب دانسته است؛ آنگاه اولياى الاهى را به حسب يافتن اين قرب طبقهبندى كرده است و به اختصار، مقامات و منازل تواناترين اولياى الاهى را هنگام مواجهه قريبانه با خداى عظيم، به ترتيب به تصوير كشيده كه آن منازل عبارتند از: وجد، دهشت، سَقَط يا محو كامل، طرب، غلبه توحيدى و صفا.[١]
ابنسينا در نمط نهم اشارات[٢] براى توصيف مقاماتالعارفين، نخست با دقت پديدارشناختى به تعريف زاهد، عابد و عارف پرداخته است؛ عارفى كه سرّ خويش را از توجه به غير خدا باز داشته و هماره توجه خود را به عالم قدس معطوف داشته است تا نور حق سبحانه در آن بتابد؛ توجهى كه نه از سر رغبت به بهشت و نه از ترس جهنم، بلكه فقط و فقط خداى سبحان است كه اگر بهشت شيرين است، بهشتآفرين شيرينتر است. سپس به نخستين درجه حركت عارفانه، يعنى اراده پرداخته است؛ ارادهاى كه سرّ وجودى عارف را به سوى عالم قدس ربوبى به حركت درآورد تا به روح اتصال برسد.
آنگاه از دومين درجه، يعنى رياضت سخن به ميان آورده و راز نياز عارفان به رياضت را واگشوده و اهداف سهگانه آن را تقرير كرده است كه اولى دور ساختن ماسواى الاهى از سر راه، دومى رام ساختن نفس اماره براى نفس مطمئنه و سومى لطيف ساختن سرّ وجودى براى آگاهى. پس از آن، ابزار وصول به اين
[١] - ابوسعيد خرّاز، رسائل الخرّاز، ص ٢٦- ٢٠.
[٢] - نصيرالدين محمد طوسى، شرح الإشارات و التنبيهات، ج ٣، ص ٣٨٦- ٣٦٣.