علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٩٢ - ٤ دسته تنظيم و انسجامبخشى
اهداف را بيان كرده است كه زهد حقيقى را براى هدف نخست، عبادت متفكرانه و نغمات رخيمانه و وعظ سخنران پاكدل را براى هدف دوم و نيز فكر ملكوتى و عشق معنوى را براى هدف سوم معرفى كرده است.
سپس با تكيه بر سنت رياضت روانشناسانه، به صورت ترتيبى، رويدادهاى چندگانه قلبى را كه هنگام مواجهه با جناب قدس الاهى پديد آمدهاند، توصيف كرده است. وى اين رويدادها را به نُه مرحله تقسيم كرده و آن را سهمرحلهاى ساخته است كه سه مرحله نخست از آن مبدأ سفر، سه مرحله دوم از آنِ عبور از مبدأ به مقصد و سه مرحله سوم از آن مقصد سفر و نقطه وصال.
سه مرحله نخست كه در جاده جذبه و ربايش هستند، عبارتند از: وقت، توغّل و استيفاز كه «وقت» زمانى پديد مىآيد كه در مسير رياضت، نور حق سبحانه بر دل بدرخشد؛ نورى جهنده كه به آنى مىدرخشد و به سرعت مىگذرد و عارف را دچار جذبه مىكند و به جناب قدس الاهى منتقل و متصل مىسازد. اگر رياضت را فزونى بخشد، از «حال» انتقال به «ملكه» انتقال مىرسد. از اينرو حتى اگر در حالت رياضت نيز نباشد، با اندك نگاهى به امور خوشايند، مانند آواز خوش بلبلان و بوستان زيباى بهاران، به جناب قدس الاهى انتقال مىيابد و اين مرحله «توغّل» (فرو رفتن) نام دارد.
اگر عارف در اين حال بماند و انوار پىدرپى بتابند و دمادم دچار ربايش وانتقال به آن جناب گردد، جذبهها بر او مستولى مىگردند و وقار و آرامش را ازوى مىزدايند و او را مضطر و بىتاب مىسازند كه به اين بىتابى «استيفاز» گويند.
سه مرحله دوم كه حركت در تعالى انس و معارفه الاهى است، عبارتند از: انقلاب، تغلغل و مشيت. عارف با رياضتهاى بسيار، به توانى مىرسد كه آن انوار، وى را بىتاب نمىسازد؛ بلكه با آرامش، آن حال ربايش به انس آشنا منقلب