علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣٥ - تفسير سوم
قطبالدين عبادى نيز مىنويسد:
هرچه به تهذيب ظاهر تعلق است، از شريعت خيزد ... هرچه در مرتبه حواس فرو آيد، مراقبت آن كردن شريعت است ...، پس آنچه در تكليف امت آرند، شريعت است.[١]
ثانياً اين صراط راهها و برنامههايى دارد كه «اخلاق الاهى» نام گرفته است و براى تكميل اعمال نيك قلبى، مانند توكّل و رضا وضع شده است تا رسم صحيح سير قلبى را در صراط پرستش ترسيم كند و در مقام تصفيه باطن، آدمى را از ابتلا به آفات پرستش و اعمال زشت قلبى، مانند كبر و حسد باز دارد. اين راهها كه در راه فراخ شرع، راههاى ميانهاى هستند، در فرهنگ قرآنى «سُبُل سلامت» نام دارند؛ مانند سبيل توّابان، سبيل زاهدان، سبيل متوكلان، سبيل شاكران، سبيل صابران و سبيل متواضعان.
يَهْدِي بهِ اللَّهُ مَنْ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ؛[٢] خدا هر كه را از خشنودى او پيروى كند، به وسيله آن [كتاب] به راههاى سلامت رهنمون مىشود.
در مقابل صراط مستقيم، «صراط جحيم» قرار دارد:
فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ؛[٣] گرد آوريد و به سوى راه جهنم رهبرىشان كنيد.
در مقابل سبل هدايت و سلامت نيز سبل ضلالت و آفت نهاده شده است:
أَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبعُوا السُّبُلَ؛[٤] [بدانيد] اين است راه
[١] - قطبالدين عبادى، التصفيه فى احوال المتصوفه، ص ١٧ و ١٨.
[٢] - مائده( ٥): ١٦.
[٣] - صافات( ٣٧): ٢٣.
[٤] - انعام( ٦): ١٥٣.