علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣٦ - تفسير سوم
راست من، پس از آن پيروى كنيد و از راهها [ى ديگر] كه شما را از راه وى پراكنده مىسازد، پيروى مكنيد.
اين حوزه «طريقت» نام دارد.
ثالثاً چنين صراطى، مبانى و اصولى دارد كه «حقايق الاهى» نام گرفته است؛ يعنى معارف اعتقادى، مانند توحيد و ولايت كه به منزله روح و جان پرستشهستند؛ بهگونهاى كه آغاز دين، معرفت تصديقى و انجام آن نيز معرفت شهودىاست. اولىپايه[١] و دومى غايت[٢] شريعتمدارى و طريقتپيمايى است؛ بلكه هر رفتاردينىقلبى يا قالبى- به معرفت وابسته است؛ زيرا به فرموده پيامبراكرم ٦:
علم، پيشواى عمل است و عمل پيرو آن.[٣]
از اينرو امام على (ع) فرمود:
اى كميل! هيچ حركتى نيست، جز اينكه در آن به معرفت نيازمندى.[٤]
به اين حوزه «حقيقت» مىگويند.
از عبدالله ابنطاهر ابهرى پرسيدند حقيقت چيست؟ گفت: «همه آن علم
[١] - امام باقر( ع) مىفرمايد:« لاينفع مع الشك و الجحود عمل.»( محمد بن يعقوب كلينى، الأصول من الكافى، ج ٢، ص ٤٠١.)
[٢] - امير مؤمنان( ع) در پاسخ به شخصى به نام ذعلب يمانى كه از او پرسيد: اى اميرمؤمنان! آيا پروردگارت را ديدهاى؟ فرمود:« آيا چيزى را كه نبينم، مىپرستم؟» گفت: چگونه او را مىبينى؟ فرمود:« ديدهها هرگز او را آشكار نمىبينند؛ اما دل با ايمان درست، او را درمىيابد.»( نهجالبلاغه، خطبه ١٧٩، ص ٣٤٢.)
[٣] -« العلم امام العمل و العمل تابعه.»( محسن فيضكاشانى، علم اليقين، ج ١، ص ١٧.)
[٤] -« يا كميل! ما من حركة الا و أنت محتاج فيها الى معرفة.»( حسن بن شعبه حرّانى، تحف العقول، ص ١٨٣.)