علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٩٩ - ٤ دسته تنظيم و انسجامبخشى
دلهاىايشان غالب مىشود و اوست كه انس و سكون و سرور و شادى دلهايشان مىباشد.[١]
اما نهجالخاص اثر جاودانهاى است كه در سير تطور اصطلاحات عرفانى، نقشى بسزا دارد[٢] و به گفته خواجه عبدالله انصارى، نيكوترين كتابى است كه در باب مقامات سلوك نوشته شده است.[٣] اين كتاب اثرى نسبتاً كوتاه و مشتمل بر يك مقدمه، يك خاتمه و چهل باب يا همان احوال و مقامات سلوكى است: «توبه، اراده، صدق، اخلاص، محاسبه، ورع، زهد، توكل، فقر، صبر، رضا، خوف، رجا، معامله، رعايت، ادب، رياضت، فتوح، رغبت، رهبت، حقيقت، محبت، شوق، سماع، وجد، حركت، سكون، طمأنينه، مشاهده، مراقبه، سرّ، يقين، معرفت، تصوف، غيرت، مكر، غربت، ورود و همت.»
نويسنده اين اثر براى توصيف و ترتيب ابواب، روش خاصى را برگزيده است. در اين روش، نخست هر منزل را بىآنكه تعريفى از آن ارائه دهد، به سه مقام تقسيم كرده است، آنگاه براى هر يك، تعريفى دقيق ارائه داده است. سپس در يك گام بديع و دقيق، آفت هر يك از مقامات سهگانه را بيان كرده است؛ آفتى كه رهزن مقام است و با تزيين شيطانى و رؤيت نفسانى، پيشروى سالك آشكار گشته، او را دچار لغزش مىكند و از مقام بيرون مىكشاند؛ مانند اينكه آفت علم فراموشى و آفت عبادت سستى است. از اينرو هدف از بيان آفت، اظهار موضع حذر و مرز رعايت است تا سالك در هر مقامى كه به سر مىبرد، اولًا هماره در
[١] - شقيق بلخى، نصوص صوفية غير منشورة، ص ٢١.
[٢] - محقق ارجمند، دكتر نصرالله پورجوادى، پژوهشى ارزنده از نقش محورى نهجالخاص در سير تطور اصطلاحات عرفانى ارائه دادهاند.( بنگريد به: نصرالله پورجوادى، پژوهشهاى عرفانى، جستجو در منابع كهن، ص ٢١٢- ١٥٨.)
[٣] - ابوعبدالرحمن سلمى، طبقات الصوفية، ص ٥٣٦.