علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٦٩ - ٢ كمال و غايت
٢. كمال و غايت
نقطه تقابل ديگر علم اخلاق و علم سلوك، نوع كمال غايى آنهاست. به ديده علماى اخلاق فلسفى، نفس آدمى داراى قواى متباينى، مانند شهوت، غضب و عقل است كه هر يك داراى شأن خاص و كاركردى ويژه هستند و همه فضايل و رذايل با گراى ميل و جهت حركت آنان و از نوع كردار و رفتار آنان به وجود مىآيند. اگر قواى نفس به دستورهاى عقل- بايدها و نبايدها- جامع عمل بپوشانند و سركشى نكنند، اعمال برآمده از آن قوا «فضيلت» نام مىگيرد؛ مثلًا فضيلت عقل، علم و حكمت، فضيلت شهوت، عفت و سخا و فضيلت غضب، بردبارى و شجاعت است.
ملاك فهم فرمان عقل و وصول به فضيلت، نبود افراط و تفريط و زياده و نقصان در آن عمل و انجام اعتدالآميز آن است؛ زيرا افراط و تفريط خلاف عقل است؛ از اينرو اعمال افراطى و تفريطى رذيلت محسوب مىشوند؛ براى مثال اگر قوه غضب، سر تسليم به عقل بسپارد و براساس حكمت برآمده از عقل، اعمال و صفات خود را سامان بخشد و در صراط اعتدال و توازن گام بردارد، آدمى را صاحب فضيلت بردبارى و شجاعت مىكند و اگر از حد اعتدال و توازن خارج شود و به گونه افراطى يا تفريطى ميل كرده، به آن ميل جامه عمل بپوشاند، انسان را به دو رذيلت تهوّر (افراط) و ترسويى (تفريط) مبتلا مىكند. بنابراين كمال غايى اخلاق فلسفى، اعتدال اخلاقى است كه با حكومت مطلق عقل، بر تمامى قوا و شئون انسانى حاصل مىشود و موجب صدور همه اعمال نيك و زيبا از آن قوا و مايه آراستگى انسان به تمامى فضايل مىگردد؛ تا جايىكه در صفات و افعال، مشابه خداى سبحان مىشود.[١]
[١] - بنگريد به: احمد بن محمد بن مسكويه، تهذيب الاخلاق و تطهير الاعراق، ص ٤٥- ٣٨؛ محمدمهدى نراقى، جامع السعادات، ج ١، ص ٨٤- ٦٩.