علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٦ - فطرت
|
تو مپندار كه اين قصه به خود مىگويم |
گوش نزديك لبم آر كه آوازى هست |
|
[١]
بهراستى سرچشمه اين احساس معنوى و كشش باطنى در آدمى چيست؟
فطرت
يافتن سرچشمه اين احساس به كاوشى انسانشناختى نياز دارد كه بر پايه آموزههاى دينى استوار است.
بر اين پايه، انسان دو بُعد درهمتنيده مادى و ملكوتى دارد كه بعد مادى آن، كالبد طبيعى و بدن عنصرى اوست و بعد ملكوتىاش روح الاهى است كه خداى سبحان در كالبد آدمى دميده است. روح الاهى كه به آن قلب و دل نيز مىگويند، دو جنبه دارد: جنبهاى از آن، تعلق تدبيرى روح به بدن است كه آن را نفس مىنامند و جنبه ديگر، وجهه تجرّدى و تنزّهى از ويژگىهاى مادى است كه روى به عالم ملكوت، بلكه روى به مبدأ آفرينش خود دارد. اگر اين جنبه روح را با يك سلسله خصايص فراحيوانىاش، كه در اصل خلقت روح سرشته شده است، در نظر بگيريم، به آن فطرت مىگويند؛ بنابراين فطرت، نحوه هستى روح است كه هويّت تجرّدى دارد.[٢]
خصايص فطرى كه به دليل جاى داشتن در حوزه عقلانيت عام بشرى، خصايص فراحيوانى نام دارند، اولًا فراگير و همگانى و از آنِ تمامى آحاد بشر
[١] - شعر از محمدحسين نظيرى نيشابورى، بنگريد به: مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج ٦، ص ٩٣٥.
[٢] - بنگريد به: مرتضى مطهرى، فطرت؛ عبدالله جوادىآملى، فطرت در قرآن و نيز تفسير انسان به انسان؛ سيد روحالله موسوى خمينى، شرح جنود عقل و جهل؛ على ربانىگلپايگانى، فطرت و دين؛ محمود رجبى، انسانشناسى.